رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت : يا محمد اين بردگان ما را كه به تو ملحق شدهاند ، به ما بازگردان ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اين گفته وى آن هم با لحن جسورانه سهيل ، چنان ناراحت شد كه آثار غضب بر چهرهء مباركش نمايان گرديد [ زيرا سپردن مسلمانان به دست كافر ، جايز نيست و علاوه لحن بىادبانهء او كه بوى سلطهگرى مىداد موجب خشم آن جناب گرديد ] و فرمود : اى گروه قريش ، از رفتار خصمانهء خويش دست برداريد و گر نه خداوند كسى را كه قلب و دلش را به ايمان آزمايش نموده و در نتيجه براى اعلاى كلمهء دين با شجاعت هر چه بيشتر ، گردنهاى شما را خواهد زد ، به سوى شما خواهد برانگيخت تا شما را ادب نمايد ! حاضران عرض كردند يا رسول اللَّه او كيست ؟ فرمود : آن كس كه در اين اطاق نعلين مرا اصلاح مىكند ، مردم براى شناسايى مردى با اين منقبت بىنظير به حجره هجوم بردند و ديدند وى على بن ابى طالب عليه السّلام است .
« 173 » در آن زمانى كه يكى از دو لنگه كفش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پاره شده و نياز به
هامش
( 173 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، فصل 30 ، ص 110 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 206 ، شرح خطبهء 48 و ج 2 ، خطبهء 36 ، ص 277 ؛ مناقب كلابى ، حديث 23 در آخر مناقب ابن مغازلى ، ص 438 ؛ ذخائر العقبى ، ص 76 ؛ مسند احمد بن حنبل ، ص 31 و 33 و 82 ؛ خصائص الوحى المبين ، حديث 185 ، ص 243 ؛ الرياض النضرة ، ج 2 ، ص 138 ؛ استيعاب ، ج 2 ، ص 464 ؛ ترجمة امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 3 ، ص 163 ، حديث 1178 - 1191 ؛ مناقب ابن مغازلى ، ص 298 ، حديث 341 ؛ مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 186 ؛ مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 122 ؛ حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 67 ؛ اسد الغابه ، ج 4 ، ص 32 ؛ ذيل احقاق الحق ، ج 6 ، ص 24 ، باب سى و دوم ؛ خصائص نسائى ، حديث 155 ، ص 285 چاپ بيروت و در چاپ كويت ، حديث 156 ، ص 166 ؛ المصنف ابن ابى شيبه ، ج 12 ، ص 64 ؛ الكامل ابن عدىّ ، ج 7 ، ص 2666 ؛ فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 159 ، حديث 121 - 124 ، باب سى و سوّم ، ص 280 ، حديث 219 ، باب 53 ؛ البداية و النهاية ، ج 6 ، ص 217 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل شانزدهم ، ص 183 .