بنى قريظه [ آن دشمنان داخلى كه با قريش هم پيمان شده بودند ، سركوب نمايد ] على عليه السّلام را مأموريت داد تا با سى نفر از تيرهء خزرج ، وضعيت آنان را از نزديك بررسى كنند ، سپس فرمود : يا على ! ببين بنى قريظه در چه حالى هستند ؟ آيا قلعههاى خويش را ترك نمودهاند يا نه ؟ وى با همراهان به مقرّ دشمن نزديك شد و ديد آنان در قلعهها مستقر شده و راههاى ورود و خروج را بسته و مرتبا زبان به دشنام گويى نسبت به شخص پيغمبر گشودهاند . على عليه السّلام فورا به محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسيد و جريان را گزارش كرد ، و از همان جا مستقيما به حوزهء مأموريت خويش رفت ، در اين بين چشم يكى از آنان به وى افتاد و فرياد زد : قاتل عمرو آمد و ديگرى نيز گفتهء او را تأييد كرد . بنى قريظه با شنيدن نام على فرار كردند و مواقف خويش را ترك گفتند . على عليه السّلام با پيشروى به درون قلعهء بزرگ آنها پرچم پرافتخار اسلام را در آنجا نصب نمود . يهوديان در حال فرار رسول خدا را دشنام داده و او را بد مىگفتند . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به آنها فرمود : اى برادران خوكها و ميمونها به كجا مىرويد هر گاه با دشمنانمان روبرو مىشويم زندگى آنها تباه و روز روشن در چشم آنها تار خواهد شد آنان گفتند : يا ابا القاسم تو انسانى جفاكار و بدزبان نبودى ؟
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با شنيدن اين سخن از شرمندگى به عقب برگشت و آنها را به مدت 25 شب محاصره نمود ، آنان چون تاب مقاومت در خود نديدند پيشنهاد تسليم دادند و به داورى سعد بن معاذ سر فرود آوردند رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيشنهاد آنها را پذيرفت .
هامش
لقد كان ذا جدّ و جدّ بكفره * فقيد الينا في المجامع يعتل
فقلدته بالسيف ضربة محفظ * فصار الى قعر الجحيم يكبّل
فذاك مآب الكافرين و من يطع * لأمر إله الخلق في الخلد ينزل . .پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در بين زنان بنى قريظه ، عمرة دختر خناقه را برگزيد و از ميان زنان تنها يك تن كشته شد ، زيرا با پرتاب سنگى پيامبر را دشنام داد و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هميشه با آنان مناظره مىكرد ، پيش از آنكه از آنان جدا شود و خداوند پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را از اصابت آن سنگ سالم نگه داشت .
پيروزى بر بنى قريظه و فتح قلعههاى آنان براى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به دست امير المؤمنين عليه السّلام و كشته شدن يهوديان به دست آن حضرت و وحشتى كه خداوند در دل يهوديان افكند ؛ از آن فضائلى است كه هيچ كس جز على عليه السّلام داراى آن نبود . اين منقبت نيز مانند ساير مناقب پيشين از آن حضرت است .