هامش
به ما مرحمت كرده كه به هيچ كس پيش از ما و پس از ما عطا نكرده است :
1 . من خاتم پيامبران و گرامىترين آنها نزد خدا و محبوبترين خلق وى هستم و من پدر توام .
2 . وصىّ من بهترين اوصيا و محبوبترين آنها نزد خداست و او شوهر توست .
3 . و شهيد ما بهترين شهيد و محبوبترين آنها نزد خداست و او حمزة بن عبد المطلب است كه عموى تو و شوهرت مىباشد .
4 . و از ماست صاحب دو بال سبز كه همراه فرشتگان در بهشت به هر جا كه خواهد پرواز مىكند و او پسر عمّ پدرت و برادر شوهرت مىباشد .
5 و 6 . و از ماست دو سبط اين امت كه فرزندانت حسن و حسين هستند و آنان سيّد جوانان بهشتاند و قسم به آن كه مرا به رسالت برانگيخت پدر آنان از آنان بهتر است .
7 . اى فاطمه ! قسم به آن كه مرا مبعوث كرد كه يكى ديگر از آن ويژگيها مهدى اين امت است كه از آن دو سبط است .
وى وقتى دنيا به هرج و مرج دچار مىشود و فتنهها آشكار مىگردند و راههاى اميد مردم قطع مىگردد و برخى از مردم برخى ديگر را غارت مىكنند و بزرگى بر كوچكى رحم نمىنمايد و كوچكى ، فرد بزرگسالى را احترام نمىگذارد ، در آن هنگامه ، خداوند كسى را به سوى مردم مىفرستد كه دژهاى گمراهى و قفلهاى غفلت بر دلها را باز و فتح مىنمايد و دين را در آخر الزمان اقامه مىسازد ، چنان كه من در اول زمان آن را به وجود آوردم و دنيا را پر از عدل و داد مىنمايد ، پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد .
اى فاطمه ! محزون مباش و گريه مكن ، زيرا خداوند به تو بخشندهتر و مهربانتر از من است و اين مهربانى حق ، به دليل مكان و منزلت تو در نزد من است و ارزشى كه در قلب من دارى و خداوند تو را به بهترين و شريفترين خاندان من و برترين آنها از نظر مقام و منصب و مهربانترين آنها و دادگرترين و بيناترين مردم به دين تزويج كرد و من از خداوند خواستم كه تو نخستين كسى از اهل بيتم باشى كه به من ملحق مىشوى ! در اين روايت نكاتى مهم وجود دارد كه بايد به آنها اشاره شود :
1 . آن كه در روايت بيمارى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را بيمارى منجرّ به وفات معرفى نموده
« شكاته التى قبض فيها » .
؛ 2 .
گريهء فاطمه عليها السّلام را گريهء با فرياد نام برده است
« فبكت حتى ارتفع صوتها » .
؛ 3 . پرسش رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از علت گريهء فاطمه عليها السّلام
« ما الذى يبكيك ؟ » .
و جواب آن بانو
قالت : اخشى الضيعة من بعدك » .
يعنى از كينهاى كه منافقان اعراب در دل دارند و منتظرند كه فرصت انتقام را به دست آورند و اين فرصت جز بعد از وفات شما براى آنها پديد نخواهد آمد ، خائفم كه نكند از من انتقام بگيرند ؛ 4 . اخبار رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و بيان فضائل و برترى خاندانش گرچه مظلوم واقع شوند ؛ 5 . گزارش وى از هرج و مرج دنيا و اين كه حكومت مهدى عليه السّلام بايد پديد آيد تا فتنهها را خاموش نموده و امنيت و عدالت را در سراسر گيتى برقرار نمايد .
با توجه به مجموع روايت ، علاوه بر نكات مزبور ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دخترش را تسلى و دلدارى داد و فرموده است : دخترم محزون و گريان مباش ، چرا كه خداوند با رأفت و رحمت خاصش كه از مهربانى من نسبت به تو