فرمود : اگر نه اين بود كه جماعتى از امّتم آنچه را كه نصارا در بارهء عيسى بن مريم گفتند ، در بارهء تو بگويند هر آينه سخنى در رفعت مقام تو مىگفتم كه از اين پس هر گاه بر اجتماعى بگذرى آنها خاك كفشت را به عنوان تبرك گرفته و توتياى چشم خود كنند و زيادى آب وضوى تو را درمان درد خود سازند ، اما بنا بر مصلحتى ، اين سخن را نخواهم گفت ! ولى در فضيلت و برترى تو بر ديگران همين بس كه تو از منى و من از تو هستم و من از تو ارث مىبرم و تو وارث من خواهى بود . منزلت تو نزد من منزلت هارون نزد موسى است ؛ مگر مسألهء نبوت كه كسى با من سهيم و شريك نيست و پس از من پيامبرى نخواهد بود .
يا على ! تو دين مرا ادا خواهى كرد و با دشمنان اسلام بعد از من قتال خواهى نمود ، تو در روز قيامت ، از همهء مردم به من نزديكترى و در آن روز در كنار حوض كه مقام اجتماع مردم است ، جانشين من بوده و منافقان را طرد مىكنى ! نخستين كسى كه در كنار حوض مرا ديدار مىكند و اولين فردى از امّتم كه به بهشت گام مىنهد تو هستى .
شيعيان و پيروان تو در روز قيامت ، از حوض كوثر سيراب خواهند شد و با صورتهاى نورانى و درخشان نزد من مىآيند و من آنها را شفاعت مىكنم و همسايگانم در بهشت خواهند بود . و دشمنان تو در قيامت از تشنگى بسيار بيتاب و صورتهايشان سياه و چروكيده است . يا على ! دشمنى با تو دشمنى با من و دوستى با تو دوستى با من است ، فاصلهء پنهانى و آشكارا بين من و تو وجود ندارد ، آنچه در سينهء من نهان است و به آن آگهى دارم در سينهء تو نيز وجود دارد . فرزندان تو حقيقتا فرزندان مناند ، تو باب علم منى كه هر كس خواهان آن باشد بايد از زبان تو بشنود ، گوشت تو از گوشت من و خونى كه در عروق و شريان تو جارى است بدون هيچ گونه تفاوت ، در عروق جان من جريان دارد .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٢٧