تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
مىدارم . « 103 » على عليه السّلام [ به سيم و زر كه ثروت آن روز را تشكيل مىداد و انسانهاى فراوانى را فريفته بود تا جايى كه از مسير انسانيت فاصله گرفته و به درّهء سقوط و پرتگاه نابودى ، در افتادند ] فرمود : « يا صفراء غرّى غيرى و يا بيضاء غرّى غيرى » : « اى زرد رنگ ( طلا ) واى سفيد رنگ ( نقره ) ديگرى را فريب دهيد و اين دام را بر سر راه ديگرى پهن كنيد . » [ چرا كه هماى تيز پرواز روح من به چنين دامى نخواهد افتاد ] . « 104 » روزى على عليه السّلام در حالى كه شمشير مخصوص خويش را براى فروختن آماده كرده بود ، به بازار آمد و فرمود : خريدار اين شمشير كيست ؟ به پروردگارم كه دانه را از دل زمين مىروياند سوگند كه اين شمشير مدتى طولانى در خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بوده و گرد اندوه از صورت مباركش پاك نموده است [ يعنى با اين شمشير به دفاع از حريم اسلام
هامش
( 103 ) . حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 80 در پارسايى آن حضرت گويد : شنيدم از ابو بكر بن مالك ، از عبد اللَّه بن احمد بن حنبل ، از پدرش ، از وهب بن اسماعيل ، از محمد بن قيس ، از على بن ربيعهء والى ، از على بن ابى طالب عليه السّلام نقل كرده است كه آن حضرت فرمود : ابن نبّاح گزارشگر بيت المال نزدم آمد و گفت : يا امير المؤمنين ! بيت المال از طلا و نقره پر شده است چه بايد كرد ؟ على عليه السّلام تكبير گويان در حالى كه بر وى تكيه زده بود ، به بيت المال آمد و فرمود :هذا جناى و خياره فيه * و كل جان يده الى فيه . .« يعنى حاصل كار من اين است كه بهترين اموال را در اينجا جمع كرده‌ام كه گروهى از شگفتى انگشت حيرت به دهان گزيده‌اند . » آن‌گاه به ابن نبّاح فرمود : مردم شهر كوفه را فراخوان تا حاضر شوند منادى به مردم اعلان نمود تا همگى جمع شوند سپس على عليه السّلام تمام موجودى بيت المال را بين مردم تقسيم نموده و در حال قسمت نمودن فرمود : « يا صفراء يا بيضاء غرّى غيرى » از آن مال حتى يك دينار و يك درهم باقى نماند . سپس فرمان داد زمين بيت المال را آب پاشيدند و تميز كردند دو ركعت نماز به جاى آورد ؛ ذخائر العقبى ، ص 101 ؛ فضائل احمد بن حنبل ، حديث 7 . ( 104 ) . حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 83 ، در باب پارسايى و عبادت به اين شرح : محمد بن عمر بن مسلم ، از موسى بن عيسى ، از احمد بن محمد قمى ، از بشر بن ابراهيم ، از مالك بن مغول و شريك ، از على بن ارقم ، از پدرش كه گفت : رأيت عليا و هو يبيع سيفا له في السوق و يقول : من يشترى منّى هذا السيف فو الذى فلق الحبّة ، لطالما كشفت به الكرب ، عن وجه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و لو كان عندى ثمن إزار ما بعته . ؛ ترجمهء امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 3 ، ص 237 ، حديث 1250 و 1251 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل دهم ، ص 69 ؛ الفضائل احمد بن حنبل ، حديث 20 .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 111 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى