در وادى احيليين وموضع أو شرقي مدينه است در طريق سوارقيه ، وغير أو گفته كه از صدر وادى احيليين سيلان نمود وقطب قسطلانى « 1 » گفته نار در شرقي مدينه ظاهر شد اين نار در شرقي مدينه به يك مرحلهء متوسطه در موضعي كه أو را « قاع الهيلا » گويند نزديك به مساكن قريظة « 2 » ميان مساكن قريظة واحيليين بعد از آن ممتد شد در مشرق به سوى نزديكى احيليين .
صاحب تاريخ مىگويد كه شايد كه محل ظهور اين نار اولًا همان موضعي باشد كه در حديث به آن أشارت شده ومردم حاضر نشده باشند تا آن زمان كه سيلان كرده باشد به محل مذكور . وامام نووى - رحمة اللَّه - كه در آن وقت بوده گفته كه به اين آتش يعنى ظهور أو علم تواترى حاصل شد وپيش آن ظهور اين آتش زلازل مهوِلَه واقع شده چندين روز ابتداى زلزله در مدينه در مستهل جمادى الآخر سنهء ششصد وپنجاه وچهار بود ليكن خفى بوده كه بعضي حاضر نشدهاند با وجود تكرار آن ، اشتداد يافته در روز سه شنبه وظهور عظيم نموده در شب چهار شنبه سوم شهر مذكور در ثلث أخير شب وحادث شده زلزلهء عظيمى كه ترسيدهاند مردم وتا آخر شب استمرار يافته وبعد از آن نيز مىجنبيده تا روز جمعه . ودوىّ « 3 » وآوازى داشته عظيمتر از رعد وزمين موج مىزده وديوارها حركت مىكرده تا كه در يك روز به غير شبش هيجده بار حركت كرده چنان كه قسطلانى كه در آن وقت بوده حكايت كرده در كتابي كه در اين باب نوشته وعجايب بسيار در اين باب نقل كردهاند روايت كرده كه روز جمعه چنان زلزله سخت شد كه آوازى عظيم از سقف مسجد شنيدند وقسطلانى گفته كه در روز جمعه نصفالنهار آن آتش ظاهر شد در محل خود ودر هوا [ 22 - ب ] دودى بود مُتراكم كه أفق را سوادش پوشيده بود وچون مُتراكم شد ظلمات واقبال نمود شب ساطع شد شعاع آتش وظاهر شد همچو شهر عظيم در جهت مشرق .
قرطبى حكايت كرده كه بيرون شد نار حجاز در مدينهء شريفه ودر ابتداى أو در شب
هامش
( 1 ) - د : قسِطانى .
( 2 ) - د : قريضه .
( 3 ) - دوىّ : آواز نرم وغليظ .