تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
پس دانسته شد كه آن آتش موعود است وسرّ ظهور آن در آن بلاد شاسعهء بعيده وامتداد مدّت آن چنان كه خواهد آمد آن بوده باشد كه انذار تمام خواص وعوام را حاصل شود ومُنزجر شوند واز اين نار تذكرهء نار آخرت كنند در حقيقت اين نعمتي بود در صورت نِقْمَت وبلا زيرا كه مردم را خوف عظيم دست داد وروى انابت به درگاه مُحب السائلين آوردند وتشفّع به حضرت سيّدالمرسلين - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - كردند وآمده كه در آن روز أمير مدينه جميع غلامان خود را آزاد كرد وردِّ مظالم نمود وابطال مكس « 1 » كرد وتوجه به حضرت سيدالمرسلين - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - نموده شب أو وجميع أهل مدينه از رجال ونساء وكبار وصغار وأهل نخل در مسجد نبوي - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به گريه وتضرّع سر برهنه از روى اعتراف استغفار واستجاره به رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - كردند پس صرف نمود حق - سبحانه تعالى - از ايشان آن بليهء عظيمه را به جانب شمال مدينه ومُستمر بود اين آتش مدّت سه ماه چنان كه مورخان گفته‌اند وروايت كرده‌اند كه أمير مدينه سواران فرستاد تا حال آتش معلوم كنند هيچ اسبى نزديك آن نرفت . چندى پياده شده پيش رفتند ونزديك شدند ديدند كه شرارها [ 23 - ب ] مىاندازد همچو قصر يعنى درختهاى غليظه بزرگ ، پس نتوانستند كه حقيقت حال معلوم كنند . أمير خود عزيمت نمود ودو سنگ انداز راه به آن نزديك رسيد وزيادة از آن نتوانست پيش رفت به سبب حرارت زمين وسنگها همچو مسامير كه در ته آن آتشى روان بود وتصاعد لهب نار از مقابل پس مُشاهد نموده است أمير ، آتشى همچو جبال راسيات يعنى كوههاى ثابت وهمچو تلهاى مجتمعه سايرات ، يعنى روان كه مىبرتابد سنگها را همچو برابيدنى درياى مُتلاطم الأمواج كف خود را وعقد لهيب خود كرده است در أفق همچو غبار . بيننده از غايت تيرگى پندارد كه آفتاب وماه مگر منخسف شده‌اند ومطرى خلاف اين ذكر كرده از يكى غلامان أمير مدينه كه أمير أو را فرستاده است به شخصي از عرب كه نزديك آتش روند ، بينند كه هيچ كس تاب نزديكى أو دارد يا نى كه مردم از أو بسيار ترسانند . پس گفت نزديك رفتيم حرارتي در وى نيافتيم ومن فرود آمدم از أسب خود ورفتم سوى أو تا كه
هامش
( 1 ) - مَكْسْ : ج : مكوس ؛ باج وخراج گرفتن .