شيخ مجدالدّين وغير أو ذكر كردهاند كه لشكر يزيد أهل مدينه أهل مدينه را أسير كردند وفروج زنان را مُباح ساختند وآن أولادي را كه از آن حملها پيدا شده بودند أولاد حرّه مىگفتند وابن جوزي گفته كه بعد از حرّه هزار زن حرّه از غير شوهر خود بچه آورد ! از جمله صحابه كه در آن روز به شرف شهادت رسيدهاند يكى عبداللَّه بن حنظلة الغسيل است كه با هشت نفر از پسران خود وديگر « 1 » عبداللَّه بن زيد كه حكايت كنندهء وضوى پيغمبر [ 21 - آ ] است - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وديگر معقل بن سنان اشجعى است كه در فتح مكّه صاحب رايت قوم خود بود . وابن جوزي از سعيد بن مُسيّب روايت كرده كه گفت به تحقيق خود را ديدم در شبهاى حرّه كه نبود در مسجد احدى از خلق اللَّه غير از من ، وأهل شام فوج فوج در آمدند ومىگفتند كه نظر كنيد به اين شيخ ديوانه . وهيچ وقت نماز نمىشد الّا آنكه مىشنيدم از قبر شريف - صلىاللَّه عليه وآله وسلم « 2 » - آواز اذان وبعد از آن أقامت مىكردند . پس ، پيش مىشدم ونماز مىكردم وحال آنكه در مسجد غير از من احدى نبود واين مُسلم نا مُسلم بعد از اين فساد شنيع به داعيهء زيادتى افساد مُتوجّهء مكهء شريفه وقتل « 3 » عبداللَّه بن زبير گرديده امّا « 4 » در راه هلاك شد ودر وقت هلاك حصين بن نمير را وصيّت كرد وگفت كه يزيد تو را بعد از من به جاى من ساخته وعلم امارت بر سر تو افراخته بايد كه تيز بر سر ابن زبير رفته منجنيق نصب كنى . وحصين به موجب وصيّت أو بر سر ابن زبير آمده منجنيق نصب نمود وشخصي از لشكريان أو بر سر نيزه آتش گرفته بود كه از آنجا باد برانده به كعبهء شريفه رسانيده آتش در استار كعبه چسبيد خانهء كعبه از آن آتش سوخت ودر اين اثنا خبر مردن يزيد بىسعادت رسيد وخداى تعالى از سر اهلِ مكة آن بلا را دفع كرد واز أقبح أمور وأشنع كارها كه در دولت شوم يزيد - لعنة اللَّه - صدور يافته قتل امام همام سبط خيرالانام حسين بن علي - عليهالسلام - است ووقعهء حرّهء مذكوره ورمى كعبه به منجنيق وسوخته شدن آن ميان وقعهء حرّه ومردن يزيد ، سه ماه بود يا كمتر زيرا
هامش
( 1 ) - ل : ديگر ندارد .
( 2 ) - ل : ندارد .
( 3 ) - ل م : قتل ندارد .
( 4 ) - ل : امّا ندارد .