فرمود در آن هنگام كه خُداى تعالى [ 19 - آ ] بر طور سينا تجلى كرد آن كوه شش پاره گرديد پس فرود آمد از آنها سه پاره به مكهء مُعظّمه كوه حِراء وكوه ثبير وكوه ثور وسه پاره به مدينهء مُشرفه ، كوه أحد وكوه عير وكوه ورقان ودر روايتي كوه رضوى كه در ينبع « 1 » است در بدل كوه عَير واقع شده ومروى شده كه ساكن گردانيده شدم در زمينى را كه كمتر است از جايهاى ديگر از ممّر باران وحال آنكه آن زمين در ميان دو چشمهء آسمان است يعنى چشمهء شام وچشمهء يمن . پس « فاتخذوا الغنم على خمس ليال من المدينة » [ يمن ] رمه گيريد در پنج شبهء مدينه ودر روايتي آنكه كمتر سازيد چهار پايان خود را وبر شما باد كه در زراعت كوشيد وبسيار سازيد جماجم را يعنى چوبى كه در سر أو آهن اماج « 2 » را مُحكم كنند ودر روايتي آمده كه پيغامبر - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه يا عايشه چون خواهد بود حال تو هر گاه كه مردم رجوع نمايند « 3 » به سوى مدينه ومدينه باشد همچو أنار پُر دانه . عايشه گفت : پس از كجا خواهند خورد يا رسول خداى . يعنى خوردنى ورزق ايشان از كُجا خواهد بود . فرمود كه اطعام خواهد كرد ايشان را خداى تعالى از فوق ايشان واز شيب « 4 » بامهاى ايشان واز جنات عدن .
در روايتي آمده كه ساعت يعنى قيامت قائم نشود تا كه برسد بناهاى مدينه به شجره يعنى درختى كه در ذوالحليفه است ودر روايت صحيح مُسلم است كه خواهد رسيد مساكن أهل مدينه به « اهاب » يا « يهاب » به كسر مثناه تحتانيّه وبئر اهاب بعد از اين ذكرش خواهد آمد .
گفتهاند كه قبل از ويراني عمارت مدينه به آنجا رسيده بوده واز أبو ذر - رضىاللَّهعنه - مروى شده كه گفت پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود : هر گاه كه بنا برسد به سلع
به سوى شام رحلت كن وچون بنا به آنجا رسيد به شام آمدم .
هامش
( 1 ) - ينبع : شهري است بين مكّه ومدينه .
( 2 ) - آماج : نشانهء تير . ابزار برزيگران .
( 3 ) - م : كنند .
( 4 ) - م ول : پايهاى .