فصل نهم
در بدايت ومآب شأن آن بلدهء غرّاء وشرح آنچه سمت وقوع يافته در اين توده غبراء « 1 » عايشه روايت كرده است كه مكة شهري است كه مُعظم ساخته خداى « 2 » تعالى أو را ومُفخّم گردانيد حُرمت وى « 3 » را وأو را آفريده وبه ملائكة درهم پيچيده پيش از آنكه مخلوق شود چيزى از زمين به هزار سال وبه أو پيوسته است مدينه را وبه مدينه پيوسته بيتالمقدس را وبعد از آن آفريده است تمامى زمين را بعد از هزار سال به يكبار واين حديث به حسب اسناد واهى است واز أمير المؤمنين على - عليهالسلام - مروى است كه فرمودند : زمين آب بود پس خداى تعالى باد را فرستاد تا روفت آن « 4 » را ومسح نمود آب را پس ظاهر شد بر روى زمين كفى پس قسمت گردانيد « 5 » آن را چهار قسم . از قسمي مكّه مخلوق شد واز قسم دوم مدينه واز قسم سوّم بيتالمقدس واز چهارم كُوفه واين اثر را نيز واهى گفتهاند « 6 » .
ورزين روايت كرده ورفع « 7 » نموده به پيغامبر « 8 » - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - كه
هامش
( 1 ) - غبراء : زمين .
( 2 ) - م : أو را خداى .
( 3 ) - ل : أو .
( 4 ) - م ود : ندارد .
( 5 ) - م : ندارد .
( 6 ) - م : است گفته .
( 7 ) - رفع به پيامبر حديث مرفرعاً .
( 8 ) - م : پيغمبر .