مدينه اعني جماز بن [ 144 - ب ] شحنه كه قبل از ششصد وهفتاد بوده .
سَليل : همچو أمير عرصهء عقيق است .
سليله : موضعي است از رَبذه .
سليم : تصغير سَلم است وذات السليم « 1 » از اوديهء عقيق .
سمران : كوه خيبر است كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - بر بالاى أو نماز گزاردهاند وعوام مسمران مىنامند وبعضي به شين معجمه نيز ضبط كردهاند - واللَّه اعلم .
سُميْحه : تصغير سمحه به حاء مهمله ، چاه قديم سيراب معروف است در مدينه .
سَنام : هَضبهاى است در نزديك ربذه يعنى كوه بچّهاى است .
سنح : « 2 » به ضم وسكون ويا به ضمتين ، اطم جشم وزيد پسران حارث است واطمّ چنان كه بسيار مذكور شد عبارت از بناهاى عالي است كه در بيرون معمورى براي احتياط مىكنند « 3 » واين سنح « 4 » است كه ادناى عاليهء مدينه است كه آن ناحية به اسم آن مُسمّا شده ودر اينجا بوده است منزل أبو بكر به زوجهء انصاريهء ايشان .
سِن : به كسر كوهى است مقابل شوران وميطان .
سُواج : به سين مضموم وحرف جيم از كوههاى ضريه است وگويند كه در آنجا مسكن جنّ است .
سوارق : واديى است نزديك سوارقيه كه آبش در غايت خوشى است .
سَوارقيه : به فتح وضم أول وبعد از راء مهملهء قاف وياى نسبت وسُويرقيه « 5 » نيز گويند به تصغير ، قريهء بُزرگى است كه منبر داشته ونخل وفواكه داشته واز بنى سليم كسى نيست كه در آنجا جايى نداشته .
سُوق : سوق بنى قينقاع يعنى بازار ايشان در نزد پُل « 6 » بطحان بوده است در جاهليّت
هامش
( 1 ) - ل ، م : ذات السلم .
( 2 ) - د ول : سبخ ، م : سبح .
( 3 ) - همان طور كه مذكور شد اطمّ خانههاى ييلاقى خارج از شهر را گويند .
( 4 ) - ل : سبح .
( 5 ) - هر سه نسخه : سورقيه .
( 6 ) - ل : پلى .