شَرَف : در لغت موضع عالي است . شرف الروحا وشرف السيالة سبق ذكر يافت .
شريق : تصغير شرق ودر بدل قاف به فا نيز روايت كردهاند . موضعي است در وادى عقيق .
شُطْمان : مالي است در بنى قريظة .
شطون : چاهى است [ در ناحيهء شعر « 1 » ] .
الشطبيه : گفته در جنب اعواف است شايد كه مالي باشد كه معروف است در آنجا به عتبى .
شظات : همچو قطات « 2 » ، وادى قناة است ويا آنچه چسبيده سدّ است از وادى قناة .
شُعب : به ضم واديى است كه به صفرا مىريزد اما شِعْب به كسر كه جمعش شعاب است به معنى درهء كوه ، يكى از آن جمله شعب أحد است كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - [ 146 - آ ] در روز أحد به دهنهء آن رسيدهاند وشعب العجوز : در بيرون مدينه است كه كعب بن الأشرف در نزد أو كشته شده واين را شرج العجوز نيز گفتهاند .
شعب المشاش : در پس جما العاقل است از أراضي عقيق .
شعب شوكه : « 3 » همان شعبى است كه امروز معروف است به شعب على وخواهد آمد .
شعبى : به ضم أول وسكون مهمله وفتح موحده والف مقصوره كوهى است ويا كوههاى بلند است در حماى ضريه .
شعبة : به ضم وسكون چشمهاى است نزديك بليل « 4 » ووادى شعبه از اوديهء ابلى است .
شعث : به ضم وسكون ومثلثه جمع أشعث موضعي است ميان سوارقيه ومعدن بنى سليم .
هامش
( 1 ) - مطالب داخل قلاب از متن وفاء الوفا گرفته شده است . ج : 4 ، ص 1243 .
( 2 ) - ل : قطاط .
( 3 ) - هر سه نسخه : شنوكه .
( 4 ) - ل ، م : يليل .