حرف الشين
شابه : به باي موحّدهء مخففه كوهى است ميان ربذه وسليله .
شاس : اطمّى است در رحبهء قبا كه از آن شاس برادر ابن عطية بن زيد بود .
شبا : بر وزن عصا واديى است در اثيل .
شباع : همچو كتاب كوهى است مُشرف بر بئر سائب .
شباك : همچو حباك موضعي است در بلاد غنى ميان مدينه وأبرق [ 145 - ب ] عزاف « 1 » و « 2 » .
شبعان : ضد جيعان از آطام مدينه است .
شبكه : به معنى دام مالي است در اضم بعد از ذي خشب .
شجرة : مسجد شجره ذي الحليفة منسوب است به آن وايضاً مالي است كه در آنجا اطم بنى قريظة است .
شدخ : به سكون دال مهمله وخاى معجمه واديى است كه در آنجا موضعي است مُسما به نخل [ شرات : كوه مرتفعى است پايين عسفان ] .
شَربّه : به سه فتحه وباي موحّدهء مشدّده . هر زمينى را كه علفزار باشد ودرخت نداشته شربه گويند . ميان سليله وربذه به اين نام موضعي مشهور است وغير اين نيز گفتهاند .
شَرْج : به فتح شين وسكون را ودر آخر جيم ، موضعي است در بيرون مدينه معروف به شرج عجوز واين موضع مذكور است در قتل كعب بن اشرف وبه اين نام آبى است در نجد وواديى است ايضاً به اين نام فزاره « 3 » را .
شَرعَبِى : به فتح شين وسكون راء مهمله وفتح عين مهمله وكسر موحده ودر آخر ياى است اطمّى است پايانتر از ذباب .
هامش
( 1 ) - در متن عربى عراف نوشته امّا در پاورقى ص 491 نوشته است درست آن عزاف است با زاي معجمه .
( 2 ) - هر سه نسخه : عراق .
( 3 ) - هر سه نسخه : قراره .