صاحبه أفضل الصّلوات - وآنچه پايانتر از آن است سافله است وبايد دانست كه سافله مخصوص نيست به شامي مدينه چنان كه توهّم كرده مىشود از بعضي عبارات .
ساهية : از واديهاى عقيق است .
ساية : واديى است عظيم . كوه أو را شمنصير گويند ودر اين وادى زيادة از هفتاد چشمه آب بوده كه موز وأنار وانگور ونخل خرما داشته .
سِتار : « 1 » به كسر ومثناة فوقيه ، كوهى است در حماى ضريه وكوه ديگر از عاليه در ديار بنى سليم وسه كوه ديگر از ينبع .
سُدّ : به ضم بندى است كه عبداللَّه بن عمرو بن عثمان آن را بسته واز اينجا مىآيد وادى رانوناء به قرب غير وغير اين نيز بعضي مواضع ديگر هست كه سدّ مىنامند .
السراة : « 2 » به فتح وتخفيف راء مهمله از بزرگترين كوههاست واين است حدّ ميان نجد وتهامه زيرا كه اين كوهى است كه از جانب يمن آمده وتا أطراف شام رسيده وحاجز شده يعنى فاصله گشته ميان غور ونجد يعنى پستى وبلندى ولهذا مسمّا شده است به حاجز .
ذوسرح : به فتح سين مهمله وسكون رأى مهمله وبعد از آن حاى مهمله واديى است نزديك ملل .
سِرّ : به كسر موضعي است در نجد از آن بنى أسد وموضعي است ديگر در بلاد بنى تميم وبه ضم موضعي است در ديار مزينه .
سَرّاره : به فتح وتشديد رأى مهمله ، اوّل در منازل بنى بياضه است غير باغي كه امروز معروف است در نزد قبا .
سَرْغ : به فتح وغين معجمه قريهاى است در وادى تبوك سيزده مرحله از مدينهء مُشرّفه وأواخر اعمال مدينه است چنان كه مجد گفته [ 144 - آ ] .
سرير : همچو زبير واديى است نزديك جار .
هامش
( 1 ) - ل : سنار .
( 2 ) - ل وم : سراة .