سَعْد : به فتح أول وسكون عين مهمله كوهى است نزديك ذات الرقاع سى ميل راه از كديد .
سَفا : بر وزن قفا از نواحي مدينهء شريفه است .
سفان : واديى است كه نزد بحر با ضم ملاقى مىشود .
سَفَوان : « 1 » به فتحات واديى است از ناحيهء بدر كه غزوهء بدر أولى در آنجا واقع شده .
سقايه : سقايه سليمان بن عبد الملك در جرف است ، از آنجا حاج شامي متوجهء شام مىشود .
سُقْيا : به ضم سين وسكون قاف چند موضع است كه سُقيا مىنامند از آن جمله يكى سقياى سعد است در حرهء غربيّه ؛ ديگر قريهء بزرگ است از اعمال فرع در راه قديم مكّهء مُعظمه ونيز موضعي است در وادى جزل نزديك وادى القرى مقدار هفت مرحله راه از مدينه .
سقيفهء بنى ساعده : هر بنايى كه مُسقف باشد نه به طرح خانه چنان كه به فارسي إيوان گويند آن را سقيفة نامند وسقيفهء بنى ساعده در حديث بيعت أبو بكر مذكور است .
سَكاب « 2 » : همچو قَطام كوهى است از كوههاى مدينه .
سَلاح : ايضاً همچو قطام موضعي است پايانتر از خيبر كه جمعى از غطفان به بشير بن سعد انصارى كه به جانب يمن فرستاده شده بود واخوردند .
سلاسل : به لفظ جمع آبى است در ارض جذام در پس وادى القرى ده روزه راه از مدينهء مُشرفه .
سُلالم : به ضم أول نام آخرترين موضعي است از خيبر كه فتح شده .
سَلْع : به فتح سين وسكون لام وحرف عين مهمله ، كوهى است در مدينه معروف ودر آنجاست كهف بنى حرام كه در مساجد فتح مذكور شد .
سُلَيْع : تصغير سلع كوهى است در مقابل سلع كه بر بالاى آن كوهى است قلعهء أمير
هامش
( 1 ) - م ول : سنوان .
( 2 ) - هر سه نسخه : سكاف .