روضة الحماط : [ از وادى عقيق ] .
روضة الصُها : به ضم صاد مهمله وها جمع صهوه ، كوهى چند است در شامي مدينه سه روزه راه كه اين روضه در نزد آن كوههاست وبسيار است كه مها نيز گويند .
روضهء عُرينه : بر وزن حُهينه واديى است در ناحيهء رحضيّه كه در زمان جاهليت واسلام آن را براي اسبان قُورق مىكردهاند وپايانتر از اينجاست قلهى .
روضهء عقيق : يعنى عقيق مدينه كه واديى مشهور است .
روضة الفلاج : « 1 » در كلمهء فلجه مذكور خواهد شد .
روضهء مَرَخ : به تحريك ميم ورأى مهمله وخاى معجمه ، موضعي است از مدينه .
رُوَيثه : به ضم أول وفتح ثاني وسكون ياء تحتيه وثاء مثلثه منهلى است در راه مكة مقدار شصت ميل راه از مدينه ومنهل محل آب خوردن است .
رُهاط : بر وزن فُرات به طاء مهمله ، موضعي است در ينبع ونيز گفتهاند كه قريهاى است در نزديك مكة ، آن را رهاط گويند .
رَيّان : ضد عطشان . اطمى است از آن بنى حارثه وديگرى از آن بنى زريق يعنى بناهاى عالي وآبى است در حماى ضريه مسمّا به رَيّان .
رَيْدان : بر وزن سلمان . اطمى است يعنى بناى عالي از آن بنى واقف در قبلهء مسجد فضيخ .
ريم : به كسر را وسكون ياء تحتيه به همزه واديى است از آن مزينه كه به ورقان مىريزد وبعد از آن ملاقى مىشود به عقيق .
حرف الزاي
زباله : [ 143 - آ ] أول يثرب است از جانب شامي مدينه .
زجّ : به ضم أول وتشديد جيم چنان كه مجد گويد وبه خاء معجمه . ديگرى گفته موضعي است در ناحيهء ضريه .
هامش
( 1 ) - ل : الغلاج .