راذان : ياقوت گفته از نواحي مدينهء مُشرّفه است ودر حديث ابن مسعود مذكور است وايضاً راذان دو قريه است از سواد عراق .
رامة : منزلي است در راه حاج عراقي يك مرحله راه از بصره وبعضي رامتان نيز گفتهاند .
رانوناء : به دو نون ومدّ الف بر وزن عاشورا ، در ذكر اوديه گذشت .
راية الأعمى : از واديههاى عقيق است .
رايةالغراب : ايضاً از واديهاى عقيق است .
رَباب : بر وزن سَحاب كوهى است در راه فيد مدينه .
رُبا : به ضم راء ، جمع ربوه است ميان ابواء وسقيا در راه مكهء شريفه .
رَبَذه : به تحريك با واعجام ذال قريهاى است به نجد از اعمال مدينهء مُشرّفه ، چهار روزه راه از آنجا وپيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آنجا را براي ابد صدقه قُورق نموده وقولي آنكه أبو بكر آن را قُورق ساخته وقولي ديگر آنكه عمر قُورق ساخته واين قول مشهورتر است .
رَبيع : به فتح را وكسر با موحّده وسكون مثناة تحتانيه [ 141 - ب ] موضعي است در نواحي مدينه ويوم الربيع روزى از روزهاست أوس وخزرج در آنجا به هم قتال كردهاند .
رِجام : بر وزن كتاب كوهى است دراز در راه أهل اضاخ وسيزده ميل است از ضريه ودر غربى آن آبى است مُسمّا به اسم آن .
رجلي : در حرة الرجلى بيان كرده شد .
رجيع : همچو أمير واديى است نزديك خيبر كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - در آنجا لشكر كشيده نشستهاند تا ميان أهل خيبر وغطفان حايل وآنها را نگذارند تا به يكديگر مدد كنند واين مقدمهء جنگ بود به أهل خيبر .
رحابه « 1 » : موضعي است در ميان بنى بياضه .
رَحَبه : همچو رقبه در بلاد عذره نزديك وادى القرى وسقيا الجزل است وياقوت به
هامش
( 1 ) - ل : رجله .