ذوحده : به حاء مهمله در جانب ذُباب است .
ذوالطفينتين : به ضم طا وسكون فا از مغاكيهاى آب وادى عقيق است وامروز مشهور است به ابوالطفا .
ذات الغار : چاه خوش آبى است وسيراب است در سه فرسخى سوارقيه .
ذوالغرا : به فتح ومد از عقيق است .
ذوالفصن : به معنى شاخ درخت از اوديهء عقيق است .
ذوالغضوين : « 1 » به لفظ ثنيهء غضا در سفر هجرت مذكور است وبه مهملين نيز گفتهاند .
ذوالقصّه : به فتح قاف وتشديد صاد مهمله موضعي است يك بريد راه از مدينه در مقابل نجد وبعضي در مسافت زيادهتر [ 141 - آ ] نيز گفتهاند .
ذوالقطب : به ضم قاف وسكون طاء مهمله از اوديهء عقيق است .
ذوالمرخ : به خاء معجمه وسكون راء مهمله موضعي است در قرب ساحل بحر در قرب ينبع .
ذومَرخ : به فتحتين يا به فتحه وسكون « واديى است ميان فدك وابشيه « 2 » .
ذوالمرْوَه : در مساجد تبوك مذكور شد .
حرف الراء مهمله
رائع : در وادى عقيق است .
رابغ : به موحّده ومعجمه واديى است از جُحفه وغديرى است در طرف أسقف كه آبش نادر است كه خشك شود واسم قديمش رابوغ است .
راتج : اطمّى است كه آن ناحية به اسم آن مُسمّا شده وآن در شرقي ذباب است مايل شام ، مطرى گفته : راتج كوهى است در پهلوى كوه بنى عبيد ، پس اگر اين قول صحيح باشد آنچه بالا گذشت غير اين است .
هامش
( 1 ) - ل ، م : ذو الفضوين .
( 2 ) - ل ، م : أبوا .