شرقي مسجد سر زدند وسلطان در آخر روز سوار شده متوجه شام گرديد وابن نجار در تاريخ بغداد وقوع حادثهاى را كه نزديك به اين است ذكر كرده وگفته بعضي زنادقة - خذلهم اللَّه - به حاكم مصر عبيدي أشارت كرده كه رسول را با صاحبين - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به مصر نقل كند واين معنى را در نظر آن بىبصر تزيين نموده وگفته كه اگر اين كار تو تمام شود هر آينه از أقطار ارض وأطراف عالم مردم به سوى مصر توجه نمايند ومصر را مقصد ومزار خود سازند واز اين حيثيّت مصر وسكانش را شرف ومنقَبت بزرگ حاصل شود وآن بىبصر در مصر حايزى بنا كرده وأبو الفتوح نام مردى را كه از خواص خود براي نبش قبر شريف به مدينه ارسال نموده وچون أو به مدينه رسيده ودر آنجا به أهل آن محل سكينه مجالست نموده وايشان نيز مقصود أو را فهميدهاند ، در آن اثنا قارى به قرائت قرآن مشغول شده ودر ميان قرائت اين آيت را خوانده :
« وَانْ نَكَثُوا ايْمانَهُم مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا في دِينِكُمْ فَقاتِلُوا ائمَةَ الْكُفْرِ انَّهُم لاايْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ الا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا ايْمانَهُمْ وهَمُّوا بِاخْراجِ الرَّسُولِ « 1 » الآية »
وچوناهلمدينهاز آيت كريمهاين أشارت صريح رااستماع نمودهاند در شور شده نزديك رسيدهاند كه أبو الفتوح رابا جماعتش قتل نمايند ، ليكن چون كه مملكت حجاز درتحت حكم مصر است وحاكم مصر را به حجاز تسلط واقتدار تمام ، به آن اقدام ننمودهاند وچون أبو الفتوح اين حالت را مُشاهده نموده گفته كه از خداى تعالىبترسيدن سزاوارتر است از غيرش واللَّه كهاگر حاكممصر مرا بكشد به اين موضع شريف تعرض نكنم وآن مقدار ضيق صدر وانزعاج اورا حاصلشده كه ندانستهكه ازآنجا چگونهبرخواسته وهنوز از روز باقي بوده كه حق - سبحانه - بادىفرستاده كه زميناز قوت أو در جنبش شده وشتران واسبان را به جهاز وزين در روى [ 81 - آ ] [ است . ] زمين همچو كوهى مىپرانيده وأكثر آن را هلاك ساخته وأبو الفتوح را بهمشاهدهء اينحال عذرى حاصل شده خاطرش انشراح واطمينان تمام يافته [ 81 - ب ]
هامش
( 1 ) سورهء توبه ، آية 12 و 13