حافظ بن حجر مىفرمايد :
با وجود آنكه همهء طرق قابل احتجاج است ، بعضي از اينها تقويت بعضي ديگر مىكند وابن جوزي بعضي از اين طرق را در موضوعات آورده وتعطيل نموده به بعضي از رواة آنكه در حق أو تكلّم كردهاند وحال آنكه آن مقدار در صحت آن قادح « 1 » نيست وايضاً تعطيل نموده به آنكه مخالف أحاديث صحاح است كه در باب أبو بكر وارد شده وزعم كرده كه اين از أوضاع رفضه است ومىگويد كه ابن جوزي خطاى شنيع كرده است كه ردّ نموده أحاديث صحيحه را به توهّم معارضه با وجود امكان جمع . ودر وجه جمع از بزّار روايت كرده كه اگر ثابت شود روايات أحاديث باب على جمعش به حديث أبى سعيد خُدرى است كه ترمذى روايت كرده است از وى كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه حلال نيست احدى را كه مرور كند بر اين مسجد در حالت جنابت غير من وعلى واين بنا بر آن بود كه در خانهء على - عليه السلام - در مسجد بود وغير آن در ديگر [ 66 - ب ] نداشت پس مأمور نشد به سدّ آن به خلاف أبو بكر كه غير خوخهء مسجد در ديگر داشت پس أو محتاج بود به استثنا نه على - عليه السلام - كه مخصوص بود به چيزى كه زيادة از ابقاى باب است واما روايت استثناء على - عليهالسلام - بنا بر دفع توهم سدّ بوده باشد يا آنكه أول مأمور شدند به سدّ ابوابى كه در مسجد داشتند الّا باب على - عليهالسلام - وبعد از آن به استيذان هر كسى دريچه از خانهء خود وا كرد وبعد از آن مأمور شدند به سدّ اين دريچهها الّا خوخهء أبو بكر ومىگويد كه اين وجه أوضح است وتأييد مىكند به آنكه مروى شده است كه حمزة بن عبد المطلب - عليه السلام - بيرون آمد وحال آنكه قطيفهء خود را مىكشيد از غايت اضطراب وبد حالي از خانه به حدّت وسرعت برآمده بود وپارهاى از قطيفهء أو در زمين بوده أو را مىكشيد وچشمان أو از گريه پر شده بود ومىگريست ومىگفت يا رسول اللَّه عمّ خود را بيرون كردى وپسر عمّ خود را ساكن گردانيدى آن سرور - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمودند كه من بيرون نكردم تو را ومن ساكن نساختم پسر عم خود را بلكه خداى تعالى أو را ساكن ساخت . واين قصهاى صريح است در تقدّم باب
هامش
( 1 ) - قادح : عيب كننده .