ميان ما وأو وهيچ درى نماند الّا آنكه بسته شود مگر در أبو بكر « 1 » .
در طبقات ابن سعد است كه جماعتى از مردم گفتند كه درهاى ما را بست ودر دوست خود را گذاشت . پس رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه رسيد به من آنچه گفتند در باب أبو بكر به درستى كه من مىبينم بر در أبو بكر نوري وبر درهاى شما ظلمت .
در روايتي آنكه چون رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به سدّ أبواب امر فرمود الّا باب أبو بكر ، عمر گفت كه يا رسول اللَّه مرا بگذار كه سوراخى واكنم كه نظر مىكرده باشم از آنجا به سوى تو هر گاه كه بيرون مىآيى به نماز . رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - گفت كه نى . گفتهاند كه در اينجا كنايت از خلافت است وسد أو أشارت به سد باب خلافت ، يعنى غير أبو بكر كسى طلب آن نكند .
روايتي كه آن خانه كه أبو بكر از آنجا به مسجد خوخه گذاشته بود ، در كوچهء بقيع بود در رو به روى دار صُغراى عثمان .
در روايتي آنكه آن خوخهاى كه شارع است در دارالقضا همان خوخهء أبو بكر است ودارالقضا رحبهء قضاست ميان بابالسلام وبابالرحمه بود ، وچون مسجد را توسعه كردند وزيادة [ 65 - ب ] ساختند ودرهايى كه آنجا بود همه را بستند آن خوخه را در محلّى ساختند كه در مسجد بود وچون مدرسهء اشرفيه را بنا كردند در ما بين بابالسلام وبابالرحمه ، متولى عمارت ، آن محل را سه در گذاشت به جانب مسجد ، در سوم از آن سه در ، در يسار داخل از بابالسلام محل آن خوخه است .
حافظ عصر ابن حجر - رحمة اللَّه - گفته كه منافى ظاهر أحاديث به سدّ أبواب است .
حديث سعد بن أبي وقاص كه امر كرد رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به سدّ أبواب شارعه در مسجد وگذاشت باب على را - رضىاللَّه عنه - امام احمد ونسائي « 2 » اخراج اين
حديث كردهاند وسندش قوى است وطبرانى در أوسط زيادة كرده وگفته كه رجال اين حديث ثقاتاند وگفته كه گفتند يا رسول اللَّه درهاى ما بستى فرمود كه من نبستم درهاى
هامش
( 1 ) - روايات سدّ أبواب در مورد خانه حضرت علي ( ع ) نيز آمده است . سمهودى در ادامه آن را نقل مىكند كه ، حديث فوق را علماى اماميّه وضعي مىدانند .
( 2 ) - ل : نساى .