فصل پنجم
در درهايى كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - امر فرمود به سدّ آن واستثنا نمود از آن بابى را كه خواست
بدان كه در صحيحين بخارى ومسلم وغيرهما آمده كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود : كه « سدّوا الابوابالّاباب ابىبكر » « 1 »
يعنى : « بربنديد درهارامگر درابىبكر را . »
در روايت مسلم به جاى باب ، خوخه است به فتح خاى معجمه وآن عبارت از تاقى است در ديوار كه براي روشنى گذارند وممكن باشد از آن به پايان نظر كردن واين قصه چنان كه ابن عباس - رضىاللَّه عنهما - بيان نموده در مرض موت - رسول صلىاللَّه عليه وآله وسلم - از جُندب - رضىاللَّه عنه - روايت كرده كه رسول را - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - شنيدم كه مىگفت قبل از موت به پنج شب وحديث را ذكر كرد .
از جملهء أحاديث يكى اين حديث بخارى است از أبو سعيد خدري [ 65 - آ ] - رضىاللَّه عنه - كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - خطبه خواند وگفت كه خداى تعالى بندهاى را مخيّر ساخت ميان دنيا وميان آنچه نزد اوست پس آن بنده اختيار كرد آنچه نزد اوست وأبو بكر گريست وما از گريهء أو تعجّب كرديم وحال آنكه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آن بندهء مُخيّر بوده وأبو بكر اعلم ما بوده ودر آن خطبه فرمود « امن ناس على » يعنى :
منّتدارترين مردم بر من در صحبت خود ودر مال خود أبو بكر است واگر من غير پروردگار خود كسى را دوست مىگرفتم هر آينه أبو بكر را دوست مىگرفتم وليكن اخُوّتّ اسلام ومودت اسلام است
هامش
( 1 ) اين حديث را علماى شيعه صحيح نمى دانند .