شما را وليكن خداى تعالى درهاى شما را بست وآنچه مروى شده است از زيد بن أرقم كه گفت جماعتى از صحابه را - رضىاللَّه عنهم - أبواب شارعه بود در مسجد . پس رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود بربنديد « 1 » همهء درها را مگر در على . پس مردم در آن باب سخن كردند وآن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه واللَّه درى نگشادم ودرى نبستم ، ليكن مأمور شدم وتبعيت امر كردم .
امام احمد وحاكم ونسائي تخريج اين حديث كردهاند ورجالش ثقاتاند واز ابن عباس - رضىاللَّه عنهما - نيز مروى شده است كه امر كرد رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به سدّ أبواب پس همه مسدود شد مگر باب على ودر روايتي آنكه امر شد به سدّ أبواب مسجد غير باب على وحال آنكه على بنابر آنكه غير آن درى نداشت جنب به مسجد مىدرآمد واين دو حديث را امام احمد ونسائي به رجال ثقات تخريج نمودهاند وطبرانى از جابر بن سمره « 2 » مثل حديث مذكور روايت كرده واز ابن عمر مروى است كه گفت در زمان رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - مىگفتيم كه خيرالناس رسول اللَّه است [ 66 - آ ] - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - بعد از آن أبو بكر بعد از آن عمر وبه تحقيق كه على را داده سه خصال كه هر آينه اگر يكى از آن سه از آن من باشد دوستر است به سوى من از شتران سرخ موى « 3 » . تزويج كرد - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به أو دختر خود را وأو براي أو فرزند آورد وسدّ أبواب مردم كرد مگر باب أو را به أو داد رايت را در روز فتح خيبر .
روايت كرده است اين حديث را امام احمد - رحمه اللَّه - به اسناد حسن ونسائي از طريق علاء بن عرار روايت كرده كهبه ابنعمر گفتم كه مرا اخبار كُن از على - عليهالسلام - وعثمان وحديث گذشته را ذكر كرده است تا آخر ودر آنجاست أو را از هيچ كس مپرس ونظر كن وبه منزلتي كه داشت از رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به تحقيق كه همهء درها را بربست ودر أو را تقرير فرمود ورجال اين حديث رجال صحيح است الّا علاء كه أو را هم ابن معين وغيره توثيق كردهاند .
هامش
( 1 ) - م : ببنديد .
( 2 ) - ل : جابر ابن سحره ، م : ثمره .
( 3 ) - م : ندارد .