در پس در آبزين مذكور زيادة از يك گز سنگ مرمرى است كه عرضش سه گز است
وطولش طول مسجد به حيثيّتى كه منبر شريف در وسط آن بوده باشد وآن سنگ مرمر محل ديوار مسجد شريف بوده واين زمان آن سنگ ظاهر ونمايان نيست . وحدّ شامي كه مقابل حدّ قبلي آن مسجد شريف است دو چوبى است كه در آن جهت نشاندهاند وامروز چوب معدوم « 1 » است وبه جاى أو دو سنگ است در صحن مسجد شريف نزد بالوعه وامّا حدّ شرقي وغربى آن از حجرهء شريفهء نبويّه است تا استوانهاى كه بعد از منبر شريف است در آخر بلاط يعنى از مشرق حجرهء شريفه واز مغرب استوانهء مذكور ، اين است بر سبيل اجمال واقتصار آنچه ملخص مىشود از كلام متفرقة بسيار ، هر كه زيادة مىخواهد بايد كه تاريخ مدينه را به مدينه برده « 2 » در حرم در حضور أهل آن حرم مباحثه ومذاكره نمايد [ 58 - ب ] تا حال آن مكان شريف منكشف ومعاين أو شود - واللَّه اعلم .
هامش
( 1 ) - ل : معدودم .
( 2 ) - ل وم : رفته .