[ اللهمّ ] انّ ألاجر اجرا الآخرة * فارحم الأنصار والمهاجرة
ودر روايتي آنكه به بنىالنجار گفت كه بها كنيد به من اين حايط خود را ، ايشان گفتند : لا واللَّه ! ما بها نمىطلبيم بلكه آن را مىدهيم از براي خداى وموافق اين است آنكه مروى شده است كه آن دو يتيم همچنان به رسول - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - دادند وبها نگرفتند ودر روايتي آنكه أسعد بن زراره - رضى اللَّه عنه - نخلى به ايشان در عوض داد ودر روايتي آنكه آن دو يتيم در حجر أبو ايّوب بودند وأبو أيوب ايشان را راضى ساخت وبه آن حضرت - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - داد ودر روايتي [ 57 - آ ] آنكه آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به ده دينار خريد وأبو بكر آن را داد .
وجه جمع آنكه آن دو يتيم همچنان دادند ، ليكن آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - قبول نكرد وأبو بكر وآن مردمى كه اين دو يتيم در حجر ايشان بودند چيزى دادند از نزد خود بي آنكه ايشان طلب كنند براي طلب خير وصلهء يتيم يا آنكه بعضي از آن مربد را در اوّل قدوم گرفته بود وبعضي ديگر را در وقت بناى ثاني گرفت ودفع أبو بكر آن ده دينار را در يكى از آن بود واز آن ديگران در بار ديگر - واللَّه اعلم .
در روايت صحيح است كه در آن زمان كه آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آن زمين را براي مسجد شريف گرفت در آنجا نخل وقبور كافران وخرابه بود وقبور را كندند وخرابه را هموار ساختند ونخل را بريده در قبلهء مسجد چيدند يعنى جانب قبله را به آن مسقف ساختند ودر صحيح است كه مسجد شريف در زمان آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به خشت مبنى شده بود وسقف آن جريد « 1 » بود وستونهاى آن تنهء خرما .
از خارجة بن زيد - رضىاللَّه عنهما - مروى شده است كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - بنا كرد مسجد خود را هفتاد گز در شصت گز يا زيادهتر از آن ، وخشت زد از بقيع الخبخبه « 2 » وديوار كرد وميان أو را رحبه گردانيد واز براي دو زن خود دو خانه بنا كرد وگفتهاند كه بقيع خبخبه موضعي است ميان بئر أبو « 3 » ايّوب وآن نواحي در يسار بقيع غرقد
هامش
( 1 ) - جريد وجريده : شاخ وبرگ نخل .
( 2 ) - م ود ول : حبحبه .
( 3 ) - م : ندارد .