گفت كه تو را در مقابلهء اين زمين خانهاى است در جنّت وأو راضى نشد . بعد از آن عثمان به ده هزار درهم آن زمين را خريده به نزد رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آمد وگفت يا رسول اللَّه از من بخر آن خانهاى را كه از انصارى مىخريدى وآن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آن زمين را به خانه [ اى ] از جنّت از عثمان طلبيد « 1 » وخشتى به دست مبارك خود بر آنجا نهاد . بعد از آن أبو بكر را طلبيد پس أو خشتى نهاد . بعد از آن عمر وبعد از آن [ 58 - آ ] عثمان وبعد از آن به مردم ديگر أشارت فرمود تا هر كس خشت خود را در آنجا كار فرمود « 2 » . احاديثى كه تجديد بنا وتعدّد أو را تأييد مىكند از صحاح وغير ذلك بسيار است اگر اطلاع خواهد كسى ، بر أصل رجوع كند .
بيهقى در دلايل النبوة روايت كرده كه أنصار - رضىاللَّه عنهم - مال جمع كرده به نزد آن حضرت - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - آوردند وگفتند « 3 » كه يا رسولاللَّه اين مسجد را بناى تازه كن وزينت فرماى . تا چند در زير اين جريد يعنى شاخ خرما نماز گزاريم . آن حضرت - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - فرمود مرا رغبت نيست از كردهء برادرم موسى - عليهالسلام - عريشى « 4 » مىخواهم همچو عريش « 5 » موسى . ودر بيان عريش از حسن بصرى - رضىاللَّه عنه - روايت كردهاند كه هر گاه كه دست خود بالا برمىداشت بر سقف عريش مىرسيد .
در حدود مسجد شريف بر آن وجهي كه در زمان آن سرور بوده - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - آنچه مخلص مىشود از كلام صاحب تاريخ كه مرضى أو است آن است كه حدّ قبلي مسجد شريف در آبزين « 6 » يعنى پنجرهاى است كه در جهت قبلهء روضهء شريفه است
و
هامش
( 1 ) - ل ود : خريد .
( 2 ) - در اينجا مترجم قسمت مربوط به فعاليت عمار ياسر را حذف كرده است . سمهودى در كتاب ، روايت مربوط بهگفتار پيامبر را نقل مىكند كه عمار دو خشت دوخشت بر مىداشت وپيامبر به أو فرمود « ويح عمار تقتله الفئة الباغية » عمار ياسر در جنگ صفين شهيد گرديد ومعلوم شد كه فئه باغيه همان معاوية ويارانش هست .
( 3 ) - در اينجا مترجم علّت آمدن مردم خدمت پيامبر را ترجمه نكرده است كه السمهودي ذكر مىكند كه باران كفمسجد را گلآلود مىكرد ونماز مشكل مىشد . ص 192
( 4 ) - ود : عرايش .
( 5 ) - عريش : خانهء از چوب وگياه ساخته شده ، هر پوششى كه سايه افكن ، سايبان ، ل : بلكه عريشى .
( 6 ) - آبزين : ظاهراً همان آبزن است به معناى حوض كوچك .