در زمان موسى - عليهالسّلام - [ است ] وخواهد آمد در اسماى بقاع ، ذكر وجود قبرى به حما كه مكتوب است بر وى « انا رسول ، رسول اللَّه سليمان بن داوود - عليهماالسلام - إلى أهل يثرب » ودر روايتي « رسول رسول اللَّه عيسى بن مريم إلى أهل قرى عرينه » . وابن زباله از پيران أهل مدينه روايت كرده كه گفتهاند كه ساكن مدينه در زمان گذشته صعل « 1 » وفالج « 2 » بودند ، داوود - عليهالسلام - ايشانرا غزا كرد واز ايشان صدهزار دختراسير گرفت [ 42 - ب ] وگفتهاند كه خداى تعالى بر ايشان كرم را مسلط ساخت تا هلاك شدند وقبور ايشان اين است كه در كوه ودشت است به ناحيهء جُرف .
زنى از ايشان باقي مانده بود معروف به زهره كه ساكن مدينه بود از مردى كرايه كرد كه به جايى بيرون رود ، چون نزديك رسيد كه سوار شود كرم أو را فرو گرفت پس با أو گفتند كه ما مىبينيم كه كرم تو را فرو مىگيرد گفت به همين كرم قوم من هلاك شدند وبعد از آن گفت كه « ربّ جسَدٍ مصون ومال مدفون بين زهره ورانون » وبعد از آن كرم آن زن را كشت .
گفتهاند : قومي بودند كه ايشان را بنوهف وبنومطر وبنوالازرق مىگفتند در ما بين مخيض تا غراب الصَّايله تا قصّاصبن تا طرف أحد پس اين آثار ايشان است در آنجا واز عروة بن الزبير مروى است كه عماليق منتشر شده بودند در بلاد وساكن شده بودند در مكّه ومدينه وجميع حجاز ، پس استكبار كردند واز حد تجاوز نمودند ودر آن هنگام كه خداى تعالى موسى را - عليهالسلام - بر فرعون لعين نصرت داد وشام را پاكوب لشكر أو گردانيد ومفسدان آن ديار را هلاك ساخت ، لشكرى از بنىاسرائيل به سوى مدينه تعيين فرمود وامر نمود كه هيچ بالغى را زنده نگذارند . پس لشكر بنىاسرائيل به مدينه رسيدند وخداى تعالى ايشان را نصرت داد وايشان آن قوم مُتمرد را هلاك ساختند وپسر ملك ايشان أرقم را كه به غايت صاحب جمال بود أسير كردند وگفتند كه أو را زنده نگاه مىداريم تا به موسى - عليهالسّلام - برسيم ببينيم « 3 » كه رأى شريفش در حق أو چيست ؟
هامش
( 1 ) - صعل : باريك گردن وكوچك سر .
( 2 ) - فالج : از فَلَجْ .
( 3 ) - م : ندارد .