فصل أول
در سكّان مدينه بعد از توفان نوح - عليهالصلوات والسلام - وسكناى يهود وبعد از آن أنصار اخيار وبيان نسب ايشان وكيفيّت غلبهء ايشان بر يهود وآنچه اتفاق افتاده با تُبع
كلبى از ابن عباس اسناد نموده كه مردم در وقت خروج از سفينة به طرف بابل نزول نمودند ودر آن زمان هشتاد تن بودند پس مُسما شد آن موضع به سوق ثمانين وبعد از آن مكث كردند در آن محل تا كه بسيار شدند ونمرود ملك ايشان گشت « 1 » وچون كافر شدند اختلاف زبان در ميان ايشان پيدا شد پس مُتفرق شد زبان ايشان به هفتاد ودو زبان وحق - سبحانه - از اين ميان تفهيم زبان عربى كرد به عماليق وطسم پسران لاوذ « 2 » بن سام وعاد وعبيل پسران عوص بن ارم بن سام وثمود « 3 » وجديس پسران جائق « 4 » بن ارم بن سام وقنطور بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام پس عبيل ويثرب بن عبيل به زمين يثرب نزول كردند وبعد از آن مُخرج شدند از آنجا وبه جُحفه نزول كردند پس سيلى آمد در آنجا ايشان را اجحاف كرد يعنى اخذ كرد ورمى نمود ولهذا مُسمّا شد آن زمين به جحفه وقولي آنكه أول كسى كه ساكن زمين مدينه شد يثرب بن قائنه « 5 » بن مهلاييل بن ارْم بن عبيل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح - عليهالسلام - بود وقولي آنكه أول كسى
هامش
( 1 ) - ل : كشت .
( 2 ) - م : لود .
( 3 ) - م : ثموده .
( 4 ) - م : خالق .
( 5 ) - م : قاينه ، ل : فاينه .