تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
كمال مىرساند . به همين مناسبت مىگويد :
نقطهء نورى كه نام او خودى است * زير خاك ما شرار زندگى است از محبت مىشود پاينده‌تر * زنده‌تر سوزنده‌تر پاينده‌تر از محبت اشتعال جوهرش * ارتقاى ممكنات مضمرش فطرت او آتش اندوزد ز عشق * عالم افروزى بياموزد ز عشق
خودى براى ارضاى اين انگيزه در جستجوى مقصدى زيبا يا هدفى كامل است و هرگاه مقصود يا هدفى ظاهر شود كه به نظر او زيبا باشد از صميم دل آن را دوست مىدارد و با كمال جسارت براى به دست آوردن آن تلاش مىكند و به عواقب آن اعتنايى نمىكند . با اين روش ، خودى كليهء نيروهاى نهفته و قدرت‌ها را به كار مىاندازد تا بتواند بر تمامى موانعى كه در سر راه او به وجود مىآيد غالب شود و همهء مشكلات را بر طرف كند تا به هدفش برسد . رسيدن به هدف يعنى حكومت و سلطهء خودى و همچنين جلوه و بروز آن ، و از اين‌جاست كه ميل به تسلط يا انگيزهء جلوه‌هاى ذاتى دومين صفتى به شمار مىرود كه از تقاضاى عشق ناشى مىشود . در اين زمينه اقبال مىگويد :
زندگى را بقا از مدعاست * كاروانش در درا از مدعاست زندگى در جستجو پوشيده است * اصل او در آرزو پوشيده است