تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
بنابراين محك و معيار ارزيابى آن‌چه در جهان وجود دارد « لا إله الا اللَّه » است ، و مفهوم لا إله الا اللَّه است كه درهاى جهان را مىگشايد » . و براى تثبيت و تأييد نهايى اين امر ، ضمن بيتى كه به زبان اردو سروده است مىفرمايد : فيلسوف نتوانست نكتهء اصلى و اساسى حكمت توحيد را درك كند . چرا كه درك اسرار اين فرمول محتاج به بصيرت است و فقط نيروى بصيرت مىتواند رمز اسرار « جز خدا ، خدايى وجود ندارد » يا « فرمانروا و مؤثرى جز او وجود ندارد » را درك كند . به هر حال هر واقعيت علمى و هر حكمتى با اين فلسفهء حقيقى ، فقط با همين فلسفه مطابقت دارد و بس . با توجّه به همين معنى است كه هر جا حكمتى يافت شد بايد آن را به اين فلسفه پيوند داد .
گفت حكمت را خدا خير كثير * هر كجا اين خير را ديدى بگير !
اقبال عقيده دارد كه به مفهوم خدا كه تنها پايه و اساس فلسفهء صحيح است بايد شكل فلسفى داده شود زيرا بدون اين اقدام نه فلسفه‌اى مىتواند مورد قبول عموم واقع شود و نه موجودات بشرى خواهند توانست از شر فلسفه‌هاى نادرست نجات يابند . چنين فلسفه‌اى مىتواند انقلابى را ايجاد كند و نظر نوينى را در جهان استقرار دهد ! اقبال با توجّه به اين‌كه غربىها كشف راز جهان را از منبع عقل جستجو مىكنند و شرقىها ساز عشق را به نوا درآورده‌اند ، براى تأليف و تلفيق اين دو منظور تركيب داروى تدبير را در بازارهاى عشق ، به عنوان نسخهء شفابخش نهايى درمان دردهاى بشريت عرضه مىدارد و مىگويد :
غريبان را زيركى ساز حيات * شرقيان را عشق راز كاينات
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 503 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى