دارا باشند و صلاحيت آن را احراز كنند كه آنها را اهل چنان جامعه و جزء چنان ملتى به شمار آورند . اين است خاصيت و حاصل تحصيل يا تعليم و تربيت و اين معنايى است كه از مطالعهء دقيق نظريات رهبران تعليم و تربيت همهء اعصار و قرون به دست مىآيد .
از لحاظ لغت وقتى به كلمهء تحصيل (
Education /
) توجّه كنيم ملاحظه مىكنيم كه اين واژه از كلمهء لاتين
E'ET
گرفته شده و به معناى
Out
، يعنى بيرون و از كلمهء
Duct
،
Ducer
مأخوذ است و به معناى منتهى شدن استفاده مىشود و به عبارت ديگر مفهوم كلى و عمومى آن چنين خواهد بود : تهيه كردن اطلاع و استخراج استعدادها . اصولًا اين كلمه با مفهوم دادن اطلاع و دادن علم و دانش و به دست آوردن امتيازات و خواص نهفته در اشيا تطبيق مىكند .
جان استوارت ميل ، يكى از پيشاهنگان غربى است كه كوشيده است تا مرزهاى وسيعترى را به روى مفهوم كلمهء تحصيل (
Education /
) باز كند . او مىگويد : « معنى تحصيل فقط شامل اين مفهوم نيست كه آنچه ما به صرفه و صلاح خود انجام مىدهيم يا ديگران انجام مىدهند براى اين منظور باشد كه ما را به كمال خاصيت ذاتىمان نزديكتر سازد ؛ بلكه علاوه بر اين معانى كه مورد نظر است نكتهء مهمترى وجود دارد و آن شامل فعّاليتهاى غير مستقيمى است كه محصول اخلاقيات و عوامل ذهنى بشر مىباشد و به وسيلهء اشيايى است كه آثار مستقيم آنها صورت ديگرى دارد » .
جان ميلتون يكى از نويسندگان معاصر ، كلمهء تحصيل را به صورت ديگرى تعريف مىكند . وى مىگويد : « من تحصيل كامل و پرمايه و ثمربخش را آن چيزى مىدانم كه به انسان شايستگى و صلاحيت خاصى مىدهد تا هر عملى را - چه شخصى و چه نوعى ؛ چه جنگى