عبارت است از كيفيتِ شدن ، همهء اين معانى را ميراث عقلى ابنخلدون پايهگذارى مىكند . تَعَيُّن و امتياز عمدهء ابنخلدون ناشى از فكر حاد و بيان منظم او راجع به روح حركت فرهنگى است كه خود درخشندهترين و مبرزترين محصول آن فرهنگ است . در تأليف اثر نفيس وى كه مولود نبوغ اوست روح مخالف قرآن با مكتب قديم و پيروزى و غلبهء نهايى فكر قرآنى را بر فكر يونانى مسلم مىدارد ، زيرا از نظر يونانىها مسألهء زمان به طورى كه افلاطون و زينون مىانگاشتند يا امرى بود غير حقيقى يا به طورى كه هراكليوس و رواقيون فرض مىكردند در يك دايره حركت مىكرد .
محك و معيار سنجشى كه به وسيلهء آن بتوان گامهاى بعدى يك حركت خلاقه را اندازه گرفت و رسيدگى كرد هرچه باشد ، يعنى نفس حركت . اگر فرض شود كه صورت دورانى دارد ديگر خلاقيت نخواهد داشت و همچنين بايد گفت كه حدوث ابدى ، خلاقيت ابدى نيست بلكه تكرار ابدى است .
اكنون ما در وضعى هستيم كه معناى واقعى معارضهء فكرى اسلام را با فلسفهء يونان مىتوانيم درك كنيم . توجّه به اين حقيقت كه اين معارضه صرفاً ناشى از علاقهء روحانى و الهى است ، نشان مىدهد كه با وجود آن طبقه از كسانى كه ميل داشتند اسلام را در پرتو فكر يونانى تعبير و تفسير كنند روح مخالفت قرآن با مكتب قديم ، روشن و صريح جلوهگر شد . حالا بايد يك سوء تفاهم عنيفى را كه باعث نشر كتاب انحطاط غرب تأليف اشپنگلر شده است و هر كسى آن را مىخواند ، بر طرف كنيم .
دو فصل از اين كتاب به بحث دربارهء مسأله فرهنگ عرب ( اسلام ) تخصيص داده شده است و مؤلف در ضمن اين بحث اظهار مىدارد
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 428
مساهمون: أحمد أمين
ص٤٢٨