چنين تقاضايى فرا رسيده باشد ؟ شايد اين بهترين جوابى باشد كه شما بتوانيد به سوسياليزم الحادآميز جواهر لعل نهرو بدهيد .
« در هر صورت ، من نظريات و افكار خودم را به اميد اينكه مورد توجّه دقيق شما قرار گيرد و آن را در نطق افتتاحيهء خودتان يا در مذاكرات جلسهء آينده مسلم ليگ مطرح كنيد ، به اين صورت تقديم داشتم .
مسلمانان هند در اين دوره به شدّت بحرانى ، اميدوارند كه نبوغ شما به هر طريق كه باشد ، راه حلى براى مشكلات فعلى كشف كند » .
اقبال در سال 1937 ميلادى ضمن نامهء ديگرى به قائد اعظم چنين نوشت :
« امروز شما تنها فرد مسلمانى هستيد كه جامعهء اسلامى هند ، به منظور هدايت صحيح ، حقاً به شما نظر دوخته است و از شما توقع دارد كه از اين طوفانى كه متوجّه شمال غربى هند و شايد متوجّه تمام هندوستان شده است نجاتش دهيد » .
و باز اقبال در همان نامه نوشت :
« تشكيل يك فدراسيون جداگانه مركب از ايالتهاى مسلماننشين ، بر اساس طرحى كه پيشنهاد كردهام ، تنها راهى است كه از طريق آن بتوانيم يك هند امن و آرامى را به وجود آوريم و ضمناً مسلمين را از سلطهء غير مسلمين نجات دهيم . دليلى ندارد كه مسلمين شمال غربى هندوستان و بنگال مانند ساير ملّتهاى هند ، و خارج هند ، مستقل شناخته نشوند » .
در مقدمهاى كه قائد اعظم به سال 1943 ميلادى در پاسخ به نامهء اقبال نوشته است ، چنين آمده :
« اينكه اكثريت و اقليت ايالتها ، رهبرى مسلم ليگ را تصديق
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 345
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٤٥