كوشا باشند . اقبال اين ايدهآلها را ضمن ايراد خطابهاى در جلسهء مسلم ليگ به سال 1930 ميلادى ، به اين شرح بيان كرد : « من از تاريخ اسلام يك درس آموختهام و آن اين است كه در لحظات حساس و بحرانى تاريخ ، كه مسلمانان پشت سر گذاشتهاند ، دين اسلام بوده كه آنان را نجات داده است نه اينكه مسلمانان اسلام را نجات داده باشند . اگر شما در حال حاضر تمام توجهتان را به كانون اسلام معطوف داريد ، و از افكار حياتبخش دائمى آن الهام بجوييد ، مىتوانيد نيروهاى پراكندهتان را از طريق آن جمعآورى كنيد و ترقّيات از دست رفتهتان را باز يابيد ، در آن صورت مىتوانيد خودتان را از همهء خرابىها و زيانها نجات دهيد .
قرآن كريم به ما مىآموزد كه پيدايش و رستاخيز يك جامعه مانند پيدايش و رستاخيز يك فرد واحد است در اين صورت ، شما كه ملّتى هستيد و ادعا مىكنيد كه اولين پايهگذاران عملى اين مفهوم و مبارزان واقعى اين منظور انسانى بودهايد ، چرا نتوانيد قيام و جنبش كنيد و موجوديتتان را مانند فردى واحد نشان دهيد . اگر بگويم حقيقت اوضاع در هندوستان غير از آن چيزى است كه به نظر مىرسد ، مقصودم اين نيست كه ديگران را دچار حيرت و سرگردانى كرده باشم . حقيقت امر وقتى بر شما آشكار خواهد شد كه شما همه به عنوان يك « خودى » دستهجمعى حقيقى ، اوضاع را از نظر بگذرانيد . به تعبير قرآن : « عليكم انفسكم ، لايضركم من ضل اذا اهتديتم » « 1 » يعنى شما همه مواظب خودتان باشيد ، هيچ گمراهى نخواهد توانست به شما زيانى وارد سازد ، مشروط به اينكه خودتان به خوبى هدايت
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 104 .