تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
منحصر به مواردى باشد كه مصلحت عمومى اقتضا مىكند . اقبال ، براى چنين جامعهء ايده‌آلى هشت نوع ضرورت را پيش‌بينى كرده است كه بدين قرارند : 1 . جامعه بايد بر اساس ملاحظات و نكات معنوى ، مانند اصل توحيد ، تشكيل شود . 2 . بايد متمركز در رهبرى و ارشادى ناشى از وحى و الهام و به عبارت ديگر نبوّت باشد . 3 . براى هدايت و ارشاد بايد قانون و نظمى ( قانون قرآن ) تهيه شده باشد . 4 . اين منظور محتاج به مركزى است . 5 . بايد هدف مشخصى وجود داشته باشد كه جامعه و افراد همه در راه وصول آن بكوشند . 6 . بايد بر قواى طبيعت مسلّط باشد . 7 . خودى جمعى ، بايد در همان طريقى رشد كند كه خودى فردى رشد مىكند . 8 . بايد حافظ حس امومت يا معناى مادرى باشد . اينك به بحث تفصيلى اين ضروريات مىپردازيم : 1 . توحيد . هر جامعه‌اى كه اصول اساسى برادرى بشر را به رسميت نشناسد ، محكوم به سقوط است با اين توضيح كه هر جامعه‌اى كه بر اساس امتيازات نژادى ، عقيدتى يا جغرافيايى به وجود آمده باشد مانند اين است كه يك عمارت زيبا و جالبى را روى پايه‌هاى متزلزلى قرار داده است . اگر بنا باشد جامعه‌اى بر اساس مستحكمى استوار شود ، آن اساس بايد معنوى باشد و پايه‌هاى آن به قدرى مستحكم باشد كه عوامل و آثار مخالف نتواند در آن تأثير