گذارد . اين اساس و بناى معنوى براى ما بر پايهء اصل توحيد قرار گرفته است و باز به همين سبب براى ما به صورت پايهء وحدتِ جهانى شناخته مىشود ، زيرا ما قبلًا اين اصل اساسى را قبول كردهايم كه همهء افراد بشر برادر ، خلق شدهاند .
اصل توحيد ، از نظر روانشناسى ، طالب آن است كه به اين جهان پراكنده و تقسيم شده وحدت تفكيك ناپذيرى بدهد ، و همين اصل است كه براى تمام اعضاى جامعه وحدت فكر و وحدت عمل تدارك مىبيند و از اين روست كه همهء اديان بزرگ در رعايت اين معنى اصرار دارند . آيات سوم تا پنجم سِفر خروج مىگويد :
در برابر من نبايد به ارباب و انواع معتقد شوى . نبايد براى خودت بت سازى . . . نبايد به بت احترام كنى ، يا از آنها استفاده كنى ، زيرا منم خداى تو ، خداى قهار . . .
قرآن مىگويد :
خدا نخواهد آمرزيد كه شريك براى او قايل شوند ولى براى هر كسى بخواهد ، گناه غير از شرك را خواهد بخشيد و هر كس به خدا شرك بورزد گناه عظيمى را مرتكب شده است .
ايمان به خداى يگانه در حكم پادزهر مؤثرى است در برابر همهء نيروهاى ارتجاعى كه ايجاد بغض و نفرت و اختلاف و تشتت مىكنند . عقيدهء به يگانگى خدا ، براى جامعه ، از نظر روانشناسى شالوده و پايهاى مىريزد كه وحدت اصلى جامعهء بشر را تأمين مىكند و در اين معنى تأكيد مىكند كه همهء افراد بشر برادر خلق شدهاند و در پرتو روابط معنوى به يكديگر پيوستهاند . تنها همين
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٠٢