تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
در شفق انجم نگر ديدهء معنى گشا اى ز عيان بى خبر 6 خاك چمن وانمود راز دل كاينات بود و نبود صفات جلوه گرىهاى ذات آن‌چه تو دانى حيات آن‌چه تو خوانى ممات هيچ ندارد ثبات خاك چمن وانمود راز دل كاينات دربارهء كشمير يعنى موطن اصلى خودش ، كه به آن عشق مىورزيد ، منظومه‌اى دارد به اين شرح :
رخت به كاشمر گشا ، كوه و تل و دمن نگر * سبزه جهان جهان ببين ، لاله چمن چمن نگر باد بهار موج موج ، مرغ بهار فوج فوج * چلچل و ساز زوج زوج ، بر سر نارون نگر تا نفتد بزينش چشم سپهر فتنه باز * بسته به چهرهء زمين برقع نسترن نگر لاله ز خاك بردميد ، موج به آب جو طپيد * خاك شرر شرر ببين ، آب شكن شكن نگر زخمه به تار ساز زن ، باده بسا تكين بريز * قافلهء بهار را ، انجمن انجمن نگر دختركى برهمنى ، لاله رخى سمن برى * چشم به روى او گشا ، باز به خوشتين نگر
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 260 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى