تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
جهان شناخته شود . اقبال دوران كودكى را در شهر سيالكوت كه در پاى كوه‌هاى هيماليا واقع است گذراند . در چنين محيط زيبا و باصفايى از آغاز امر عشق به طبيعت در ذهن او رسوخ كرد و اشعار نغز و لطيفى را به او الهام داد . يكى از منظومه‌هاى جالب و دلنشين وى كه در همان اوقات سروده ، قطعه‌اى است دربارهء هيماليا ، كه عظمت و ابهت آن از دور ، نظرش را به خود جلب كرده است . اقبال ، غالباً دربارهء طبيعت ، نظرى دقيق دارد و اين معنى را ضمن توصيفى كه در منظومهء ذيل از بهار كرده است مىتوان درك كرد ؛ آن‌جا كه مىگويد : 1 خيز كه در كوه و دشت خيمه زد ابر بهار مست ترنم هزار طوطى و دراج و سار بر طرف جويبار گشت گل و لاله‌زار چشم تماشا بيار خيز كه در كوه و دشت خيمه زد ابر بهار 2 خيز كه در باغ و راغ قافلهء گل رسيد باد بهاران وزيد مرغ نوا آفريد لاله گريبان دريد حسن گل تازه چيد