عاليهء حكيمانهء جلالالدين رومى پيروى شده است .
تنها مزيتى كه عقايد اقبال بر عقايد بسيارى از حكماى بزرگ متصوّف اسلامى دارد عدم اهمال جانب سعى دنيوى و لزوم كوشش در بهرهمندى از ترقّيات مادى و تمدن عصرى است كه اقبال تبليغ مىكند و با آنكه عقيده دارد كه ظواهر تمدن مغرب زمين به كار نمىخورد :
قوت مغرب نه از چنگ و رباب * نى ز رقص دختران بىحجاب
محكمى او را نه از لادينى است * نى فروغش از خط لاتينى است
معذلك منكر فنون علمى مغرب نيست و اخذ و اقتباس آن را لازم مىداند ولى اصل معرفت و حكمت و علم حقيقى و فلسفه را در دانش روحانى و احساسات معنوى و به قول خودش عشق مىشمرد و خطاب به فلاسفه مادى فرنگ گويد :
دانش اندوختهاى دل ز كف انداختهاى * آه زان نقد گرانمايه كه در باختهاى
اين قسمت از عقايد و تعليمات اقبال ، شايستهء توجّه و تحقيق است و جا دارد اشخاصى كه داراى اطلاع عميق و احاطهء كافى بر فلسفهء مغرب مىباشند عقايد فلسفى روحانى اقبال را نيز مورد مطالعهء كامل و بىطرفانه قرار بدهند .
عقايد اتحاد اسلامى اقبال و رفع هر گونه تعصبات جاهلانه و كوتهنظرانه در بين اقوام مسلم و سعى در نزديكى دائم التزايد ملل اسلامى بسيار پسنديده و لازم است و به هر حال سعى در مقدمات آن قبل از رسيدن به آرزوى اقبال كه تهران به جاى ژنو مركز جامعهء ملل اسلامى شود مفيد است .
اميدوارم اين نهضت همواره قوت گيرد و روح اقبال شادتر شود .
علامهء فقيد مرحوم على اكبر دهخدا ( ره ) چنين فرمود : « پس از