اول در مقابل استعمار قيام كرد .
چند سال پيش شخصى از يكى از زعماى « الجزاير » پرسيد كه منشأ نهضت الجزاير چه بود ؟ آن زغيم در پاسخ گفت : « قيام سيّد جمالالدين و فريادهاى او در شمال آفريقا ، منشأ نهضت الجزاير بود . او در مصر بود و ما از او الهام گرفتيم تا توانستيم به الجزاير آزادى و استقلال بخشيم . حتّى سر منشأ مبارزهء مردم « اندونزى » بر ضد استعمار هلند ، سيّد جمالالدين بوده است » .
« مخزومى پاشا » از فداييان سيّد جمالالدين و داراى شخصيت بوده است گويا سوريهاى و غالباً در مصر و سوريه با او به سر مىبرد . خاطرات بسيارى نوشته كه من قسمتهايى از آنها را ترجمه و در مجله « مسلمين » كه در سالهاى پيش در ايران منتشر مىشد ، چاپ كردم . وى در خاطرات خود مىنويسد :
« بعد از آنكه سيّد جمالالدين از عضويت در فراماسونرى مصر دست كشيد ، مجمعى از مسلمانان تشكيل داد و گفت ما به آن دليل كه قرآن داريم ، منطق داريم ، كتاب داريم ، نبايد فريب اين فراماسونها را بخوريم . سيّد جمالالدين سپس ادامه داد : در دنيا دو كلمه است كه با هم نمىسازند : اسلام و ذلت . مسلمان نمىتواند ذليل باشد زيرا كه خداوند مىفرمايد : « و للَّهالعزّة و لرسوله و للمؤمنين » .
« سعد زغلول پاشا » رهبر بزرگ ملى و رييس دولت مصر دربارهء خاطرات دوران جوانى خود ، مىنويسد : « در دوران جوانى ، آن زمان كه در الازهر مصر تحصيل مىكردم شنيدم كه سيّد جمالالدين آمده و در الازهر علوم جديد را نشر مىدهد ، كرهاى دارد و از جغرافيا بحث مىكند . علما او را از تدريس جغرافيا و مسائل اجتماعى
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: أحمد أمين
ص١٧٩