توجّه سيّد را كرده و سيّد تقاضاى عضويت نموده و به اين مجمع پيوسته بود ، ولى پس از آگاهى به حقيقت امر ، رابطه خود را قطع نموده است .
مرحوم « محمدعلى جناح » ، بيست سال با هندوها همكارى كرد و مبشر صلح و عامل ارتباط مسلمان و هندو شد ، امّا وقتى متوجّه گرديد كه هندوها براى بلعيدن و نابود كردن مسلمانها نقشههايى دارند ، حسابش را تصفيه كرد و گفت ما اشتباه كرديم ، گمان برديم ، امكان دارد هندو و مسلمان با هم بسازند ، امّا ديديم كه نمىشود و امكان سازش نيست و برگشت و « پاكستان » را به وجود آورد .
مرحوم سيّد جمالالدين نيز فريب ظاهر و شعارهاى آزادى خواهانه فراماسونرى را خورده و بعد بدون درنگ آنها را ترك گفته است . امّا من معتقدم كسانى كه سعى دارند اين مسائل را مستمسكى قرار دهند براى كوبيدن پايهگذار نهضتهاى اسلامى ، قبل از هر چيز از عقدههاى خطرناك روحى و خودكمبينى رنج مىبرند ، آنها تصور مىكنند كه با كوبيدن اشخاص بزرگ ، خودشان بزرگ مىشوند ! . . .
ما در زندگى خودمان مشاهده مىكنيم هر كسى كه بزرگ شد ، دشمن پيدا مىكند و بيشتر تهمتها به علت بزرگى شخص يا از روى حسادت يا از سوء نظر يا سوء تشخيص است و اين لازمهء هر بزرگى است .
مگر به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت ناروا ندادند ؟ بدون ترديد همانطور كه متملقين آن روز نسبت به سيّد بىعلاقه و مخالف بودند ، امروز فرزندان آنها نيز بايد مخالف باشند ! . . .
و البته بايد توجّه داشته باشيم كه مرحوم سيّد جمالالدين در « استانبول » بود ، نويسندگان « دايرةالمعارف بوستانى » به وى مراجعه
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: أحمد أمين
ص١٧٧