تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
حالت گريزشان از مذهب ، نمىخواهند قبول كنند كه يك آخوند ، و يك سيّد همدانى ، در اجتماعى ايران آن‌قدر سهم داشته باشد كه بانى مشروطيت و آزادى ايران قلمداد شود . مغرضين و مخالفين بر مبناى اغراض خود و به خاطر فرو نشاندن آتش كينه و حسادت ، او را به انواع و اقسام ، مورد حمله قرار مىدهند . در يكى از كتاب‌ها خواندم پس از آن‌كه انگليسىها « متمهدى » معروف را در « سودان » مقهور كردند ، خواستند سيّد جمال را اغفال كنند . در آن زمان او در « فرانسه » به سر مىبرد ، به سيّد پيشنهاد كردند تا رياست حكومت سودان را بپذيرد و او در پاسخ آنها گفت : « مگر سودان مال شماست كه حكومتش را به من مىدهيد ؟ آن‌چه كرديد جز ظلم و جور و تعدّى چيز ديگرى نبود » و سرانجام به هيچ وجه حكومت سودان را قبول نكرد . با توجّه به اين قضايا ، مىتوان گفت كه خلقت و فطرت سيّد غير از اين حرف‌هاى پوچ است كه دشمنان اسلام عنوان مىكنند . س - شايد اطلاع داشته باشيد كه دشمنان سيّد عضويت او را در « فراماسونرى » دليل و مدركى براى خود مىدانند ، لطفاً در اين مورد توضيح بدهيد . ج - در مورد عضويت سيّد جمال‌الدين در فراماسونرى تهمتى متوجّه او نيست . چه ، در تاريخ زندگى او ثبت و نقل شده و مسلم است كه در اوايل ورود او به مصر ، عناوين : برادرى ، برابرى ، انسانيت ، آزادى و از اين قبيل حرف‌ها ، كه فراماسونرى آورده ، جلب