مىترسيدند و دولتهاى صاحب ارتش و داراى تجهيزات ، از حركت او بيمناك بودند و كشورهايى كه آزادى در آنجا موج مىزد ! حوصلهشان از حريت طلبى او به تنگ آمده بود . اينجا آتش وجود آن كسى است كه هرجا مىرفت چه در افغانستان و چه در مصر ، چه در ايران و چه در پاريس ، چه در لندن و چه در آستانه ( اسلامبول ) آتش قيام ملى برمىافروخت . و او آن كسى است كه بذرهاى انقلاب عرابى پاشا را افشاند و آن كسى كه همهء نفوس را در ايران براى انقلاب مشروطيت برانگيخت و آن كسى است كه در سراسر جهان اسلام ، با دولتهاى بيگانه مبارزه مىكرد و خواستار اصلاحات اجتماعى بود .
اينجا آن كس دفن شده كه با اسماعيل پاشا و توفيق پاشا در مصر و با ناصرالدين شاه در ايران و با انگلستان در پاريس و با جهل و بىسوادى و ذلت و خوارى در شرق و با جاسوسى و نفاق در آستانه جنگيد و هيچ چيز بر او پيروز نشد جز مرگ . او را تجليل كرديم و بر او تعظيم نموديم و روان ما به ياد او ملتهب و مشتعل شد . پس محضر و منظر و مراى او چه بوده است ؟ رحمت خداى بر او باد . « 1 »
از طرف ديگر در سفرى كه چندين سال قبل به هندوستان كردم در كتابخانهء « دانشگاه عليگر » ، كتابى به زبان انگليسى به نام « انقلاب ايران » يافتم كه در صفحه اول آن عكس مرحوم سيّد جمالالدين نقش بسته بود و ضمن مقدمهاى كه بر اين كتاب نوشته شده بود ، اين عبارت جلب توجّهام كرد « پيشرفت و ترقّيات شرق ، به هر درجهاى كه برسد ، مولود فعّاليّتهاى سياسى و اجتماعى اوست ! »
هامش
( 1 ) . فيض الخاطر ، دكتر احمد امين ، ص 300 ، چاپ مصر .