تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
باز مىداشتند و مىگفتند اين درس‌ها در الازهر صحيح نيست ! من هم مانند اغلب جوان‌هاى آن روز جامد و خشك بودم . با چند نفر تصميم گرفتيم برويم و او را بزنيم و تصور مىكرديم كه با آن كار اجر دينى ! و ثواب اخروى ! نيز خواهيم برد . با چند نفر از رفقا به نزديك خانه‌اش رفتيم . در آستانه درى كه متصل به اتاقش بود از « ابوتراب » ايرانى كه مستخدم او بود ، سراغ سيّد را گرفتيم ، پرده‌اى را بالا زد ، ديديم سيّد در آن گوشهء اتاق نشسته و در كنار او يك كرهء جغرافيا بود . سلام كرديم و داخل شديم و از سيّد راجع به كرهء جغرافيا سؤالاتى كرديم ، سيّد كرهء جغرافيا را در دست گرفت و با كلماتى لبريز از عشق به ميهن بزرگ اسلام ، كشورهاى اسلامى را روى كره به ما نشان داد . از فقر و تيره‌روزى و جهل مسلمانان و نقشه‌هاى شوم استعمارى دولت‌هاى مغرب زمين برايمان سخن گفت و در پايان ، خاطرنشان ساخت كه نجات مردم مسلمان ، بدون شناخت صحيح كشورهاى اسلامى و بازگشت به وحدت صدر اسلام امكان‌پذير نيست . . . من كه مسحور قيافه و سخنان او شده بودم به رفقا گفتم نبايد ديگر با اين مرد معارضه كنيم » . از اين‌ها گذشته « مصطفى كامل » و كسانى كه مجلهء « السياسى » مصر را مىنوشتند و منشأ آن همهء نهضت‌ها شدند ، همه خودشان را به شاگردى سيّد جمال‌الدين مفتخر مىدانستند . * * * به علاوه « گولد زويهر » ( خاورشناس بزرگ آلمانى ) مانند پروفسور « براون » ، معتقد است كه جمال‌الدين مردى بود فيلسوف و نويسنده و خطيب و روزنامه‌نويس و بالاتر از همهء اين امتيازات ، مردى بود