تا اين وصف در زمان حيات خود مظلوم بود و پس از حيات نيز به صورت ديگرى مظلومتر ! » « 1 » در كشور ما ، آنطور كه بنده مىتوانم به يقين قضاوت كنم ، مردم در زمينه او دو دسته هستند . يك گروه آنهايى كه در حقيقت سبك حكومت قاجار را مىپسندند و در نتيجه مبارزات سيد را ناهنجار تلقى كردهاند ، آنان كه خوى استبدادى و اشرافيت داشتند از همان قديم با سيد مخالف بوده و هستند و در نتيجه تهمتهاى بسيار بر او وارد آوردند . مثلًا در « خاطرات مخزومى » ديرم يا همان مرحوم مدير نراقى براى ما نقل كرد كه خواستند سيد را به مسلمان نبودن متهم كنند و حتّى گفتند بايد لباس سيد را درآورد و ديد كه مختون است يا غير مختون ! و اين تازه گوشهاى ، از تهمتهايى بود كه در زمان حياتش مىزدند . در حال حاضر هم آن گروه كه با او به مخالفت برخاستند ، بيشتر از آن جهت است كه سيد جمالالدين ضربتى بر بنيان استبداد زد و در ميان خفقان و كشتار مهيب انديشمندان ، صداى آزادى سر داد ، و هواداران دورهء استبداد قجرى نيز از اين جهت با او مخالف بودند .
با توجّه به اين حقايق و با شناخت دقيق روحيات و شخصيت او ، مىتوان به عظمت فكرى و روحى اين مرد بزرگ پى برد . او هرگز خود را ذليل نكرد و در خدمت بيگانگان درنياورد .
دستهاى از لحاظ انس و علاقه به قاجاريه و دستهاى به خاطر
هامش
( 1 ) . به كتاب نفش سيد جمالالدين در بيدارى شرق زمين مراجعه شود . ( اين كتاب با اضافاتى ، به زودى توسط « كلبهءشروق » منتشر خواهد شد ) .