مىنوشتند ، در تهران ديده و خواندهام و قسمتى از مضمون مقالات چاپ شده را براى ما شرح مىداد .
در سال پنجم و ششم كه طبيعى و زيست شناسى نيز مىخوانديم ، صحبت از كتابهاى « شبلى شميل » زيست شناس عرب به ميان آمد كه آن كتابها را در خارج از كلاس مىخوانديم .
در آن كتابها ، مسأله تكامل و حرفهاى « داروين » مطرح شده بود كه اذهان ما را مغشوش ساخته بود . خوشبختانه كتابى تحت عنوان الرد على الدهريين از مرحوم سيّد جمالالدين به دست ما افتاد كه آن را در « حيدر آباد دكن » نوشته بود . درست خاطرم نيست كه ترجمهء عربى كتاب را مىخوانديم و لذت مىبرديم يا متن فارسى آن را .
به هر حال ما از آنجا ، جمالالدين را شناختيم و تاكنون هم من كسى را سراغ ندارم كه در آن زمان مانند سيّد جمال از نظر علمى اين چنين مستدل به « داروين » پاسخ داده باشد . اين بود كه هم از نظر علمى و هم از جنبهء اجتماعى و سياسى ، شخصيت جمالالدين در ذهن من و امثال من تأثير بسزايى داشت ، به طورى كه در همان تاريخ يا سالهاى بعد در جايى مىخواندم ، گزاف نخواهد بود كه اعتراف كنيم مرحوم جمالالدين در آن جلسات اوليهاى كه در مصر تشكيل شده بود ، مصرىها را به كلى عوض كرد .
لرد كرومر مأمور عالى رتبه انگليس در مصر ، به مقامات عالى انگلستان گزارش داد كه اگر سخنان اين درويش ايرانى ! ( اصطلاحى كه كرومر به سيّد داده بود ) ادامه پيدا كند ، جنبش و نهضت صدر اسلام دوباره تجديد خواهد شد و اين مطلب در اسناد سياسى وزارت امور خارجهء انگلستان ، منعكس است .
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: أحمد أمين
ص١٧٣