تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢

19 - انتخاب فرزندى به نام حاتم

امالى قالى : مادر حاتم طائى به هنگام آبستنى به حاتم در خواب ديد كسى به او گفت : پسرى بخشنده كه حاتم ناميده شود ، بيشتر دوست مىدارى يا ده پسر مانند مردم ، شيران ميدان نبرد ، قوى و نيرومند ؟ گفت : نه ، بلكه حاتم . « 1 » مؤلّف : حاتم طائى خوى بخشندگى را از مادرش به ارث برده نه از پدرش ؛ چنانچه ابن قتيبه در شعراء آورده : هنگامى كه حاتم جوانى نورس بود ، پدرش او را همراه شتران خود به صحرا مىفرستاد . اتّفاقاً روزى عبيد بن ابرص و بشر بن ابوحازم و نابغهء ذبيانى در حالى كه به سوى نعمان مىرفتند بر او گذشتند . حاتم براى هر يك از آنان شترى نحر كرد . سپس از نامشان پرسيد ؟ آنان خود را معرّفى كردند . در اين موقع حاتم تمام شتران پدر خود را بر آنان تقسيم نمود . آنگاه پيش پدرش رفت و گفت : اى پدر ! مجد و كرامت را همچون طوق كبوترى در گردنت قلاده كردم . آنگاه جريان را براى پدرش گفت . پدرش بر آشفت و گفت : در اين صورت با تو زندگى نمىكنم . حاتم گفت : باك ندارم و از پدر كناره گرفت . ولى مادر حاتم ( عتبه ) چنان بود كه هيچ مالى را در مقام بخشش قابل و لايق نمىدانست . برادرانش او را از اين خصلت باز مىداشتند ، ولى اعتنا نمىكرد . و مال بسيار داشت تا اين‌كه برادرانش يك سال او را حبس كرده تنها اندك خوراكى به او
هامش
( 1 ) - امالى قالى : 3 / 152