تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
مرد فقير فقط يك دينار از آنها را گرفت . و آن را دو قسمت نموده نصف آن را به آن شخص بابت اداى قرضش داد و نصف ديگرش را براى خودش برداشت ، و گفت : همين براى من كافى است ، بقيّه دينارها را بر فقرا تقسيم كن . راوى خبر مىگويد : نفهميدم كدام يك از اين گروه سخىتر بود ، ميّت يا اولاد او و يا آن مرد سائل ؟ « 1 »

7 - رؤياى صادقه سيّدخلف

مظهر الغرائب : نويسندهء اين كتاب - سيّدخلف بن عبدالمطّلب مشعشع ، پدر سيّد عليخان ، والى حويزه ، كه سيّدى زاهد و اهل رياضت بوده - مىگويد : امين خود را به رامهرمز فرستادم تا مقدارى گندم به ارزش هزار درهم برايم خريدارى كند . به او سفارش كردم كه از كاركنان دولت نخرد ، به علت شبهه‌اى كه در اموال آنان داشتم ( زيرا كاركنان حكومت جور بودند ) . چند روز گذشت ، پس در خواب ديدم گويا او از سفر برگشته و من از او پرسيدم : آيا از دولتيان چيزى نخريدى ؟ پاسخ داد : در دو منّ اشتباه شده است . آنگاه وضع حالش را از او پرسيدم ؟ گفت : قدرى درد شكم مرا ناراحت نمود . صبحگاهان او از سفر باز آمد و من از او سؤال كردم ، پس همان‌گونه كه در خواب ديده بودم از درد شكم و اشتباه در دو منّ گندم به من خبر داد . « 2 »

8 - به جاى دو هزار ، بيست هزار

مأخذ قبل : سيّد خلف مىگويد : فرزندم در حويزه بود و من در نواحى فارس ؛
هامش
( 1 ) - المستجاد : 176 حكايت 89 . ( 2 ) - دارالسّلام : 2 / 123
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 402 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى