فصل بيست و چهارم رؤياهاى طنزآميز
فصل بيست و چهارم : رؤياهاى طنزآميز
1 - انتقام
عيون ابن قتيبه : مردى از بنى جرير شخصى را به عنوان خصم خود به نزد قاضى سوّار بن عبداللَّه برد .
سوّار بر عليه جريرى قضاوت كرد .
پس از مدّتى سوّار عبورش بر بنى جرير افتاد ، ناگهان آن مرد جريرى وى را ديده برخاست و او را گرفت و بر زمين زد و گلويش را گرفت و گفت :
رأيت أحلاما فعبرتها * و كنت للأحلام عبارا
« من خوابهايى ديدهام و آنها را تعبير كردهام * كه من خوابها را به خوبى تعبير مىكنم »
رأيتنى أخنق ضبا على حجر * و كان الضب سوارا « در خواب ديدم سوسمارى را بر سنگى خفه مىكنم
و آن سوسمار ( سوّار ) بود » « 1 »
هامش
( 1 ) - عيون ابن قتيبه : 1 / 136