گفت : ولى خودم تعبيرش را مىدانم ، امّا تراشيدن سرم بريدن آن است . و امّا پرنده روح من است كه از بدنم خارج مىشود . و امّا زن ، زمين است كه در آن پنهان مىشوم . امّا پسرم مىكوشد كه او نيز مانند من كشته شود ولى نمىشود .
طفيل در يمامه كشته شد و پسرش مجروح گرديد و سپس بهبود يافت . « 1 »
23 - خواب حجّاج و كشتن عبداللَّه بن زبير
معارف ابن قتيبه : حجّاج به عبدالملك گفت : در خواب ديدم گويا پوست بدن عبداللَّه بن زبير را مىكنم ، اينك مرا به سوى او بفرست .
عبدالملك وى را با هزار نفر به جانب عبداللَّه فرستاد و به او دستور داد در طائف فرود آيد تا وى را از تصميم خود دربارهء عبداللَّه آگاه سازد . آنگاه در ضمن نامهاى به او فرمان جنگ داد .
حجّاج ، عبداللَّه را محاصره نموده سرانجام وى را كشت و سپس او را بيرون آورد و بدار آويخت . اين رويداد به سال 73 هجرى اتّفاق افتاد . « 2 »
هامش
( 1 ) - اسدالغابه : 3 / 55 .
( 2 ) - معارف : 396